مزوران! این بار هم برچسبهایتان نمی چسبد!
امروز مطلبی در هفته نامه پنجره (به مدیر مسئولی علی زاکانی) با عنوان "برچسبها نچسبید" (شماره ۱۳۷، شنبه ۲۹ بهمن، صفحه ۳۰) را دیدم. مطلب مذکور، گزارشسازی ای کاملا مغلوط و محرف از همایش مشاورین جوان و سخنرانی رییس جمهور می باشد که نمایانگر خطی است که یک جریان خطرناک و استالینیستی در حال پیشبرد آن است. این گزارش اولا در بخشی از مجله درج شده که مربوط به مباحث انتخاباتی است. ثانیاً ذیل تیتر آن، عبارت "درباره سومین جلسه انتخاباتی حامیان امروز دولت با احمدی نژاد" درج شده است. در متن این گزارش ساختگی از "اعتراض یکی از حاضرین به اطرافیان رییس جمهور" سخن گفته شده که "می رفت با مشت و لگد چماق به دستان آقای خاص همراه شود". این جانب به عنوان حاضر در جلسه، از اساس این اعتراض و درگیری را تکذیب می کنم. در انتهای گزارش نیز چند مطلب کاملا دروغ و بی اساس آورده شده که از قرار زیر است:
- در انتخابات باید افراد نزدیک به جریان وارد مجلس شوند...
- باید در آستانه انتخابات پرونده هایی که در سازمان اطلاعاتی (که ذیل دفتر رییس جمهور تشکیل شده است) علیه منتقدان جمع آوری شود...
- ... برای هر نامزد ۲ میلیارد هزینه شده، آیا این درست است؟ ... ضمانت هزینه هایی که می شود این است که از هر کدام مهر و انگشت گرفته می شود.
- پس از پایان جلسه، برخی درگیری های لفظی میان حاضرین ایجاد شد که بعضا با زد و خورد هم همراه بود.
خواننده ناآگاه با خواندن این مطلب، قاعدتا باید جلسه ای "باغ وحش گونه" را تصور کند. اما معاوم نیست که چرا گزارش سازان دقت نکرده اند در جلسه که دچار درگیری و زدوخورد بوده، و قاعدتا نفوذی و جاسوس از ارگانها و جریانات مختلف و دوربینهای صداوسیما حضور داشته است، چگونه این همه توصیه های مهم انتخاباتی شده است؟
انتخاب واژه "انتخاباتی" و گنجاندن گزارش مزبور در ذیل بخش انتخابات مجله، حکایت از یک طراحی مدون و منسجم دارد. حال اگر خبر فارس از همایش مذکور را نیز در نظر بگیریم، نتایج جالبی به دست خواهد آمد. خبرگزاری فارس در خبری که چند روز قبل از همایش روی خروجی خود این تیتر را انتخاب کرد: "آیا سریال نشستهای مخفیانه حلقه انحرافی ادامهدار است؟" زیر عکسهای مربوط به آن خبر، دو بار عبارت "احمدینژاد در نشست انتخاباتی حامیانش در مجلس قدیم" درج شده است. بی تردید تاکیدات این چنینی، در صدد القای این مطلب به مخاطب است که "دولت شدیدا در حال فعالیت برای انتخابات است."
این جانب به عنوان کسی که حامی گفتمان و راه احمدی نژاد هستم، و در سه نشست اخیر رییس جمهور شرکت داشته ام، صراحتا اعلام می کنم که کمترین صحبت ممکن در این نشستها درباره انتخابت مجلس گفته نشد. اما چرا یک جریان خاص سیاسی که من از آن به "باند مزور حاکم بر سپاه" تعبیر می کنم، تمام امکانات تشکیلاتی، رسانه ای و امنیتی خود را ردیف کرده است تا چنین اذهان عمومی و نخبگان را جهت دهی کند؟ آیا تاثیرگذاری دولت (در حالی که کمترین شاهد مستدلی بر آن وجود ندارد) در انتخابات جرم است؟ مگر خود همین آقایان در مجلس هشتم با حامیان آن روز دولت سر یک میز ننشستند و لیست نبستند؟ مگر آقای رفسنجانی خودش اعتراف نکرد که "وقتي كه نمايندههاي تهران را ميخواستيم نامزد كنيم، جلسهاي در دفتر من تشكيل شد و 30نفر را تعيين كرديم."؟ بلی، قانون می گوید هیچ شخصی حق ندارد از عنوان و امکانات دولتی برای انتخابات استفاده کند، ولی مگر احمدی نژاد یک شخص حقیقی ندارد که بتواند در مورد انتخابات مجلس نظر دهد؟ هر چند که وی از این حق شهروندی اش هم استفاده نکرد.
اما وقایع و خبرهای اخیر، حکایت از صف بندی جدی تری می دهد. انتشار مصاحبه مرحوم کردان در مورد عملکرد طیف ایثارگران (یا همان شاخه سیاسی - علنی باند حاکم بر سپاه) حاوی نکاتی مهمی بود. از سوی دیگر، مصاحبه باهنر که در آن قلع و قمع کردن راه احمدی نژاد را نوید داده بود، و مصاحبه سراسر افترای حسین فدایی (سردسته شاخه سیاسی باند حاکم بر سپاه) دعوا را عمیقتر از آن چه فکر می کردیم، نشان می دهد.
وقتی ما سخن از طراحی باندی خاص بر علیه دولت را می دهیم، عده ای سریعا انگشت اتهام همراهی با آمریکا و غرب علیه سپاه را به رویمان نشانه می روند. در پاسخ به این دوستان باید گفت که اولا در حال حاضر ضرر احمدی نژاد برای آمریکا و اسراییل بیشتر است یا سپاه؟ و اگر با ما موافقید که احمدی نژاد به دلیل محبوبیت جهانی، خطری جدی تر برای نظام صهیونیستی مسلط است، آیا نباید پرسید که چرا ابن باند متنفذ در سپاه کمر به بدنامی و تخریب وی بسته است؟ آیا اگر باند استالینی نفوذ کرده در سپاه سر جایش بنشیند و سپاه تنها به وظایف قانونی و مشروع خود بپردازد، ضربه ای بر ارکان کشور وارد می آید؟
ثانیا مگر ما تجربه رسوایی های "سید مهدی هاشمی معدوم" را در سپاه نداریم؟ سخن ما در نقد سپاه ناظر به بدنه آن نیست (که البته در آن موارد هم نقدهای درون گفتمانی هست)؛ بلکه پرسش ما از جریانی سیاسی است که به مثابه انگلی از امکانات مادی و معنوی سپاه برای منافع نامشروع خود بهره می برد. سوالات ذیل را برای دوستانی مطرح می کنم که در دام توهم سازی های این جریان استالینیستی افتاده و دولت را متهم به عدول از آرمانهای اولیه می کنند:
خبرگزاری فارس وابسته به کجاست؟ مواضع آن درباره دولت چگونه است؟
روزنامه جوان رسانه مکتوب چه نهادی است؟ مدیر مسئول آن، آقای محمد ودود حیدری چرا در حزب رهپویان انقلاب اسلامی (به دبیرکلی علی زاکانی) عضویت دارد؟ ایشان رییس بنده در "معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها" بود، که در آنجا هم جریانی خاص را حاکم کرد و مسئولیتهای مهم را باند زاکانی می سپرد.
دهها سایت و خبرگزاری و روزنامه و هفته نامه که با بودجه های سپاه تغذیه می شوند و از لابی سپاه در قوه قضاییه برخوردارند، چرا شدیدترین حملات و تهمتها را علیه دولت روانه می کنند؟
در حلقه های بصیرت و هادیان سیاسی چه سخنان و اتهاماتی علیه رییس جمهور مطرح می شود؟ آیا ممکن است که از جهت آزاداندیشی هم که شده، اجازه داده شود که حرفهای ما هم در این جمع ها مطرح شود و این رویه شستشوی مغزی جوانان ساده دل کمی تعدیل گردد؟
به چه دلیل علی رغم منع قانونی و عرفی هواداری نیروهای نظامی از جریانات سیاسی، باند حاکم بر سپاه (قسمت نظامی اش مد نظر است) در انتخابات ۸۴ از قالیباف حمایت همه جانبه کرد؟ چرا پوسترهای تبلیغاتی قالیباف تا سالها بعد از انتخابات هم در چاپخانه سپاه رویت شده؟ آیا تا به حال شنیده اید که فلان امیر ارتش در انتخابات حامی فلان کس است؟ آیا رفتار درست آن است یا این؟ چرا باند حاکم بر سپاه، در حال حاضر از جبهه متحد اصولگرایان حمایت می کند؟
نگاهی به جلسه رییس جمهور با مشاوران جوان
دوم خردادی دیگر در راه هست...از جنس توحید و عدالت
اتفاقا سخن ما این است چرا باید بدنه زحمتکش سپاه، جان خود برای امنیت و شرف اسلام و ایران بر کف دست بگذارند، آن وقت عده ای سیاستباز تریبونها و امکانات مادی و معنوی سپاه را در خدمت منافع باندی خود درآورند؟
برچسبها: نظامیان, گفتمان احمدی نژاد, انتخابات مجلس