تبليغاتX
خط‌خطی
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟ کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
 تحلیلی بر شکل بندی اجتماعی ابتذال سبز

اغتشاشات روز عاشورا در حالي رخ داد كه شايد چيزي در حدود ثلث مردم متدين تهران طبق روال هرساله‌ي خود براي اقامه‌ي عزا به شهرستان‌هايشان رفته و بقيه نيز عموماً در محلات جنوب شهر مشغول عزاداري بودند. مي‌دانيم كه روز عاشورا در طي سال نظير ندارد و عاشقان و ارادت‌مندان سيدالشهدا در اين مصيبت عظما، تمام تلاش و هم‌شان ابراز اندوه و غم براي امام مظلوم است. پس طبيعي است كه سراغي از اخبار و مسايل روز نگيرند و در فكر قسمت‌هاي مختلف شهر نباشند. لذا مع‌الاسف ابتذاليون سبز كه عرصه را براي وقاحت و لجام‌گسيختگي آماده ديدند، در خيابان آزادي دست به فتنه‌جويي و آتش‌سوزي زدند، سوت كشيدند و هلهله نمودند، و وقاحت را به اتمام رسانده و رقصيدند. خدا لعنت‌شان كند، از ايشان تبري مي‌جوييم.

نزديك هفت ماه از انتخابات گذشته و جريانات روزبه‌روز واضح‌تر شده، نقاب تزوير از چهره‌ي بسياري كنار رفته و هر كس كه تا به حال مردد بوده، جبهه‌اش را مشخص نموده. امروز گروه‌هاي اصلي حاضر در اغتشاشات، شامل سه دسته‌اند:

1.       سلطنت‌طلبان: اين عده از ابتدا هيچ‌گونه هم‌راهي با انقلاب نداشته‌ و تا توانسته‌اند به آن لطمه زده‌اند. عمده‌ي مشكل‌شان كم‌بود آزادي‌هاي جنسي است و از اين‌كه بر اثر انقلاب فضاي تمتع حيواني در كوچه و خيابان محدود شده دل‌گيراند. هم‌چنين در بعد اقتصادي به دنبال بازگشايي كامل بزرگ‌راه چپاول اموال ملت و و پر كردن كيسه و شكم‌هاي‌شان از اموال ناحق‌اند. اگرچه ما معتقديم گروه ديگري از شبه‌انقلابيون توانسته‌اند در اين سي سال، طبقه‌ي جديد نوكيسه ولي با ظاهري مذهبي و يقه‌بسته تشكيل دهند كه راه چپاول و رانت‌خواري بسته نماند. سلطنت‌طلبان عمدتاً ترسو هستند و جان‌شان بيش‌ترين اهميت را براي‌شان دارد. محل زندگي‌شان هم مناطق مرفه‌نشين مي‌باشد.

2.       گروهك‌هاي ضدانقلاب: وجه مشخصه‌ي اين عده قدرت‌طلبي و تهور براي انجام حركت‌هاي خشن است. هيچ‌گونه رحمي در دل‌شان نيست و از انجام وحشيانه‌ترين كارها ابايي ندارند. قوي‌ترين و خطرناك‌ترين آن‌ها، منافقين قديم يا همان مجاهدين خلق هستند كه از سال 60 كه مستقيم در مقابل انقلاب ايستادند تا به امروز انسجام تشكيلاتي‌شان را حفظ كرده‌اند. به جز گروهي كه به خارج از كشور گريختند،  تعدادي از مجاهدين دست‌گير شدند كه عمده‌ي آنان به صورت تواب بعدها وارد جامعه گشتند. از آن‌جايي كه به دلايل مختلف نظام قادر به پذيرش آنان نبوده، به صورت يك قشر اجتماعي سرخورده و آماده براي مبارزه‌ي سياسي – امنيتي درآمده‌اند. مورد ديگر جدايي ظاهري تعدادي از اين عناصر  از گروهك به عنوان خسته و تواب و ورودشان به ايران بعد از جنگ عراق و پخش شدن در نقاط مختلف كشور است. اين كار ابلهانه از سوي نظام در دوره‌ي وزارت آقاي يونسي صورت گرفت و به اين ترتيب منافقين توانست شبكه‌ي خود را در داخل كشور از طريق همين افراد و اعضاي سابق بازسازي و به وسيله‌ي جذب اعضاي جديد، خصوصاً از دانش‌گاه‌ها آن را تقويت نمايند.

3.       اصلاح‌طلبان حكومتي: انگيزه‌ي اصلي اين دسته براي اغتشاش، از دست دادن مناصب و موقعيت‌هايي است كه در دولت‌هاي گذشته داشته‌اند و از آن‌جايي كه تمام برگ‌هاي خود را در اين انتخابات رو كردند و موفق نبودند، ديگر اميدي به تحصيل منافع قبلي ندارند. در بين آن‌ها افرادي با روحيات كمابيش مذهبي يافت مي‌شود كه همانند ابن‌سعد حاضرند به قيمت گندم ري سر حسين را ببرند. البته تاكنون تلاش‌شان بر اين بوده كه طوري كه نه سيخ بسوزد و نه كباب سروته غائله را به هم بياورند و با گرفتن امتياز مهمي از نظام، كاملاً در آتش اين فتنه نسوزند. چه اين‌كه مي‌دانند در صورت فروپاشي نظام، چيزي گير اين افراد نخواهد آمد و با بازگشت مسعود رجوي‌ها و رضا پهلوي‌ها، به دليل هم‌راهي قبلي با نظام، سرنوشت شومي در انتظارشان نشسته‌اند. از اين رو سعي دارند با استفاده از پايگاه اجتماعي سلطنت‌طلبان و گروهكي‌ها، سوار بر موج آن‌ها شده و به صورت كج‌دارومريز سوداگري كنند. به همين دليل است كه در تجمعات شعارهايي داده مي‌شود كه به مذاق مسئولان سابق خوش نمي‌آيد ولي جرأت ابراز مخالفت با آن را ندارند. موسوي، كروبي، خاتمي، رفسنجاني، تمامي آقازاده‌ها در اين گروه‌اند كه البته پايگاه اجتماعي‌شان بسيار كم است، زيرا كه مردم عادي مخالف دولت  (كساني كه پست و منفعت خاصي را از دست نداده‌اند) با ديدن اين پرده‌دري‌ها (كه از جانب سلطنت‌طلبان و گروهكي‌ها صورت گرفته)، حاضر به هم‌راهي با ابتذال سبز نيستند.

اكثر قريب به اتفاق افراد فوق‌الذكر، در مناطق شمال شهر تهران حضور دارند و اين وي‍‍ژگي ماهيت طبقاتي جنبش ابتذال سبز را به خوبي نشان مي‌دهد. آن‌ها با بهره گيري از خصلت «پشت ويتريني»شان، مي‌خواهند ضعف اقليت بودن را بپوشانند. مهم‌ترين پشت‌وانه‌ي ابتذال سبز از ابتدا تاكنون، حمايت خارجي بوده كه اين مطلب اظهر من‌الشمس مي‌باشد. اصولاً تجددخواهي يعني آرزوي غربي شدن و اين مهم چه به لحاظ فكري و ايدئولوژيك و چه به لحاظ امكاناتي و لجستيكي، متكي بر منابع غربي است.

 

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در سه شنبه هشتم دی 1388  |
 جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمركا

متن زیر یکی از آخرين دست‌نوشته‌هاي شهيد مهدي رجب‌بيگي از دانشجويان حزب‌اللهي و پيرو خط امام كه در حوالي مهرماه سال ۶۰ نوشته است،مي‌باشد. اين حقير توفيق داشته‌ام كه مكتوبات ايشان را ويرايش كنم و اتفاقاً در حين اين‌كار به ذهنم رسيد كه شرايط امروز كشور چه‌قدر شبيه فتنه‌ي بني‌صدر است! شايد هيچ دوره‌اي در تاريخ معاصر مثل اين دو واقعه مثل هم نباشند. آن روز برادر امام خميني، مرحوم پسنديده، دسته از روحانيون انقلابي مثل شيخ علي تهراني، و طيفي از سلطنت‌خواهان و گروهك‌ها در جبهه‌ي بني‌صدر كه در واقع جبهه‌ي آمريكا و تفاله‌هاي آمريكا بود، قرار داشتند.

امام مي‌فرمود: ما در جنگ با آمريكا و تفاله‌هاي آمريكا هستيم. الحق والانصاف كه راست گفت، ما امروز در جنگ با يزيد و تفاله‌هاي يزيد هستيم.

متن را در زير مي‌بينيد:

 

درك فرماليستي منافقين از انقلاب

منافقين كه اينك در واپسين لحظه‌هاي حيات خود به سر مي‌برند در پي اقداماتي نظير ترور و تخريب و انفجار، اينك شيوه‌ي تازه‌تري را براي ادامه‌ي حركت‌هاي قبلي خود آغاز كرده‌اند. اين شيوه در واقع نوعي انقلاب است كه به روش مكانيكي صورت مي‌گيرد. منافقين براي اجراي اين طرح كه در ديدگاه آنان «انقلاب دوباره» تلقي مي‌شود، بدين صورت عمل مي‌كنند كه با اعمال و رفتاري نظير آن‌چه كه در طول انقلاب رخ داده است، اثبات نمايند كه انقلابي در شرف تكوين است و مشابهت اعمال خود را با آن‌چه كه در دوران انقلاب توسط مردم مسلمان صورت پذيرفته است گواهي بر حقانيت تئوري خود مي‌شمارند. منافقين در اين روش كه اخيراً شروع به اجراي آن نموده‌اند، دختران هوادار خود را وادار مي‌كنند تا هم‌زمان در چند نقطه‌ي شهر دست به تظاهرات مقطعي بزنند و البته عده‌اي ناشناخته نيز دورادور هواي اين دختران هوادار را كه بعضاً مسلح به سلاح‌هاي گرم نيز مي‌باشند، دارند. اين روش كه تاكنون اكثراً در نقاط شمال شهر صورت پذيرفته عبارت است از انجام يك تظاهرات چند دقيقه‌اي و سپس به سرعت متفرق شدن. شعارهاي اين تظاهرات نيز شعارهاي بسيار تندي است كه صرفاً بر عليه امام امت مي‌باشد. البته ميليشياي قهرمان كه با تحليل‌هاي فوق علمي حضرات گردانندگان‌شان به ميدان مي‌آيند از ضرب و جرح مردمي كه به مقابله با آنان نيز پرداخته‌اند دريغ نورزيده و حتي در يك مورد دو تن از مردم حزب‌اللهي را شهيد ساخته‌اند. شروع اين اعمال وحشيانه با آتش زدن چند لاستيك شروع شده و سپس چندين نفر (بين 10 تا 30 نفر) به مدت دو تا سه دقيقه شعار داده و به محض آن‌كه مردم متوجه اعمال آنان مي‌شوند، عمل تفرق صورت مي‌پذيرد. البته لازم به تذكر است كه ميليشياي قهرمان با تمام زرنگي‌هايي كه به خرج داده و حتي از سلاح‌هاي گرم نيز براي مقابله با مردم دست خالي استفاده نموده غالباً به دام خلق قهرمان افتاده و اسير مي‌گردد و حتي در يك مورد نيز اگر چنان‌چه برادران كميته براي تحويل گرفتن آنان از دست مردم خشمگين نرسيده بودند، ميليشياهاي مجاهد توسط مردم تكه و پاره مي‌گرديدند. در كنار اين روش منافقين براي توده‌اي كردن جنگ مسلحانه اقدامات ديگري نيز صورت مي‌دهند كه از آن جمله است پرتاب كوكتل مولوتوف به سمت اتوبوس‌هاي شركت واحد و به آتش كشيدن آن‌ها. حال بايد ديد كه مقصود منافقين از اجراي اين‌گونه اعمال چيست؟ براي روشن شدن پاسخ اين سؤال بد نيست ابتدا به تحليلي كه منجر به اين اعمال مي‌شود دقت نماييم. تحليلي كه منافقين براي هواداران خود ارائه مي‌دهند بدين صورت است كه رژيم با سركوب و خفقاني كه پديد آورده است، باعث شده تا در دل مردم هراس پديد آمده و توده‌ها از دست زدن به هر عمل اجتناب ورزند و براي آوردن توده‌ها به صحنه‌ي قيام مسلحانه لازم است كه در وهله‌ي اول اين ترس و وحشت فرو ريزد كه براي اين‌كار پيش‌تاز مسلح بايد پيش‌قدم شده و به مردم نشان دهد كه رژيم پوشالي بوده و تنها با قيام مردم فرو مي‌ريزد. هم‌چنين چنان‌چه نيروي پيش‌تاز بتواند در اين حركت رژيم را وادار كند تا به خشونت دچار گردد، ماهيت دژخيمي رژيم نيز برملا شده و مردم بدين امر نيز واقف مي‌شوند. منافقين در ادامه‌ي اين تحليل از هواداران خود مي‌خواهند تا با انجام تظاهرات چند دقيقه‌اي مردم را به صحنه‌‌‌ي قيام بكشانند و به محض وورد مردم به صحنه، ميليشيا بايد زمام امور را به دست مردم بسپارد تا آنان خود حركت را ادامه دهند و البته منافقين در اين تحليل‌ها به هواداران خود گوش‌زد مي‌نمايند كه مردم نسبت به رژيم هم‌چنان در توهم بوده و ممكن است مدتي طول بكشد تا رفته‌رفته آگاهي پيدا كرده و حركت‌‌هاي وسيع مردمي آغاز شود. ميليشياي بي‌چاره نيز كه از تماشاي تلويزيون و شنيدن راديو و خواندن روزنامه و حتي آمدن به خيابان‌ها در روزهايي كه مردم تظاهرات مي‌كنند، محروم شده است به گمان صحت اين تحليل با ترس و لرز فراوان اقدام به انجام عمل مي‌نمايد و در هنگام عمل به اين تظاهرات مشعشع ده - بيست نفري به گمان آن‌كه همين الان است كه ميليون‌ها نفر در خيابان پشت سرشان راه بيفتد، شاد و سرمست از غرور شروع به شعار دادن مي‌نمايند و طفلكي‌ها هنوز دو تا شعار نداده‌اند كه با عكس‌العمل مردم (كه البته اين‌ها مردم نيستند و فالانژهاي مزدور رژيم مي‌باشند) روبه‌رو مي‌شوند و ناگزير پا به فرار گذاشته و يكي دو نفر از فالانژها را نيز زخمي مي‌نمايد تا به هر حال كاري صورت داده باشد. اما افتضاح قضيه زماني آشكارتر مي‌شود كه مردم با دست خالي ميليشياي مسلح را دست‌گير نموده و خلع سلاح مي‌نمايند! البته خوب است همين‌جا اين نكته را نيز تذكر دهيم كه وحشي‌گري منافقين در چند ماه اخير به قدري افتضاح به بار آورده است كه اخيراً سر و صداي پيكاري‌ها هم درآمده است. به طوري‌ كه پيكاري‌ها در تحليلي خطاب به منافقين گفته‌اند كه با اعمالي نظير بمب‌گذاري سبب شده‌اند كه توهم توده‌ها نسبت به رژيم بيش‌تر شده و با اين كارها نه تنها رژيم به بن‌بست نمي‌رسد كه وحدت بين مردم هم بيش‌تر مي‌شود. پيكاري‌ها در ادامه‌ي تحليل خود از منافقين خواسته‌اند تا به جاي دست زدن به اين اعمال با حركاتي نظير به راه انداختن اعتصابات گوناگون، مردم را به صحنه‌ي مبارزه بكشانند. به هر حال بايد ديد كه اشكال منافقين به جز قدرت‌طلبي بيش از حد و خودمحوري و دورويي در كجاست كه با اعمال خود توانسته‌اند روي به اصطلاح اپورتونيست‌هاي چپ‌نما را نيز سفيد نمايند؟

حقيقت آن است كه منافقين تحليل درستي از انقلاب اسلامي نداشته و اعتقاد دارند كه پيروزي انقلاب و قيام مردم در واقع به‌طور خودبه‌خودي صورت پذيرفته است. بر اين اساس حضرات دچار نوعي بينش فرماليستي (شكل‌گرايي) نسبت به انقلاب گرديده‌اند و تصور مي‌كنند كه چون در طول انقلاب چند اتوبوس توسط مردم براي ايجاد راه‌بندان به آتش كشيده شده است، اگر هم‌اكنون نيز اين عمل صورت پذيرد، پس لاجرم مردم به صحنه خواهند آمد و انقلاب خواهند كرد.

منافقين در واقع براي فرهنگ انقلاب ارزشي قائل نيستند و انقلاب را در يك‌سري عمليات مكانيكي نظير پرتاب كوكتل و از اين قبيل خلاصه كرده‌اند و بدين سبب گمان مي‌كنند كه انجام اين‌گونه اعمال آنارشيستي مي‌تواند موجب موفقيت آنها گردد. منافقين ديده‌اند (و يا شنيده‌اند) كه در زمان انقلاب، مردم براي درهم شكستن قدرت رژيم در زمان حكومت نظامي در طول يك خيابان پخش گرديده و در دسته‌هاي پانزده نفري با شعار دادن توانسته‌اند رژيم شاه را به ستوه بياورند و امروز نيز حضرات مي‌خواهند با يكي از همان دسته‌هاي ده پانزده نفري، آن‌هم براي مدت چند دقيقه و با چند شعار كوتاه، همان عمل را تكرار نمايند. منافقين تصور مي‌كنند كه شكل عمل سبب گرديده است تا مردم در زمان انقلاب در صحنه حضور پيدا كنند و محتوا نقشي نداشته است يعني در واقع به خيال آن‌ها مردم ماشين‌هايي هستند كه پيش‌تاز مي‌تواند هر بلايي به سرشان بياورد. بدين جهت آن‌ها با دست زدن به اعمالي كه از لحاظ شكل شبيه‌‌ كاري است كه مردم در زمان انقلاب كرده‌اند مي‌خواهند انقلاب مجدد به راه بياندازند. براي منافقين تغيير شرايط از زمان رژيم تا كنون به هيچ روي مطرح نبوده و آن‌ها كماكان بر تكرار عمليات نظير آن زمان اصرار مي‌ورزند. نكته‌ي ديگري كه در همين رابطه قابل ذكر است آن است كه منافقين اسم اين عمل را قيام مسلحانه‌ي علني گذاشته‌اند و اين مطلب را نيز يك‌بار راديو آمريكا و يك بار نيز راديو مجاهد اعلام نموده است و بالأخره نكته‌ي پاياني آن‌كه اقدام منافقين به تظاهرات مسلحانه نشان‌دهنده آن است كه قدرت منافقين در اجراي عمليات بمب‌گذاري ظاهراً كاهش يافته و آنان ناگزير دست به اين مرحله از قيام مسلحانه زده‌اند كه فايده‌ي حداقل اين اقدام اخير براي جمهوري اسلامي آن است كه بدون تشكيل سازمان امنيتي مي‌توان منافقين را شناسايي و دست‌گير نمود و اين كاري است كه امت قهرمان به خوبي از عهده‌اش برآمده و اعصاب ميليشيا نيز كه به جاي پشتي‌باني توده‌ها، از آنان كتك خورده و دست‌گير شده‌اند، نيز حسابي خرد شده است. بايد منتظر بود و ديد كه درك فرماليستي منافقين از انقلاب در آينده آنان را به چه كارهاي ديگري وادار خواهد نمود.

 

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در سه شنبه هشتم دی 1388  |
 اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

هواللطیف

اين روزها سردمداران "ابتذال سبز" در واكنش به دل‌سردي و روي‌گرداني بدنه‌ي اجتماعي خود و براي وارد آوردن شوك‌هاي حيات‌بخش به جسم رو به احتضار حركت سياسي‌شان، اقدام به ديدارهاي محفلي و درون‌باندي با هم كرده‌اند. ديدارهاي ميرحسين با كروبي، ميرحسين با خاتمي را مي‌توان در اين دست تقلاهاي خوش‌انگارانه و به قول معروف "نان به هم قرض دادن‌ها" جاي داد. مردم عزيز بايد در روزهاي آينده منتظر شنيدن روايت‌هايي از ديدارهاي ميرحسين با زهرا رهنورد، ميرحسين با فاطمه رهجو، ميرحسين با روشن‌فكرترين زن ايراني، ميرحسين با همسرش و در مراحل بعد براي افزايش جذابيت و جلب مخاطب جوان اشاره به ابعاد زناشويي اين ديدارهاي سياسي باشند.

به لطف فضاي باز سياسي كشور، روزنامه‌چي‌هاي رفرميست در اجراي مسئوليت تاريخي قلب حقيقت و شيره‌ماليدن بر سر مخاطب، گزارش‌هاي تخيلي از اين ديدارها را به همراه تيترهاي درشت روزنامه‌يشان و به انضمام يك عكس دو ـ سه نفره به روي پيش‌خوان‌ها مي‌فرستند. گذشته از حالت طنزگونه‌ي اين ديدارها (كه فقط براي رفرميست‌هاي "از همه كس طلبكار" احمق جدي مي‌نمايد) قيافه‌ي حق به جانب اين آقايان و اظهار كرامت‌هايشان مي‌طلبد براي دست‌گرمي هم كه شده، مقاله‌اي بنويسي و وبلاگت را به روز كني. خصوصاً اگر  به دليل مسايل شخصي و درگيري‌هاي فارغ‌التحصيلي چهار ماهي باشد چيزي ننوشته باشي و حرف‌هاي زيادي در گلويت گير كرده باشد و از طرفي در مواقع بي‌كاري مدام قانون اساسي را مرور كني، نمي‌تواني از اين جمله‌ي تيتر شده‌ي محمد خاتمي بي‌تفاوت بگذري: " بازگشت به قانون اساسي"

پيش از آغاز بحث لازم مي‌دانم كه به پاي‌بندي كامل خود را به قانون اساسي و اعتقاد به فصل‌الخطاب بودن آن براي همه (از توده‌هاي مردم گرفته تا نخبگان و مسئولان و حتي رهبري به تصريح اصول نوزدهم و بيستم و يكصد و هفتم) اعلام دارم، هرچند كه تأكيد كنم اين پاي‌بندي منافي انتقاد به بعضي اصول و يا عدم اعتقاد به آن‌ها نيست. في المثل اين جانب مجمع تشخيص مصلحت نظام به اين نحوي كه در قانون آمده را، نهادي زايد و مغاير با اصل تفكيك قوا و مخالف روح قانون اساسي مي‌دانم. چنان‌چه به اصول مربوط به مجلس شوراي اسلامي بنگريم، درميابيم سي و هشت اصل مستقيماً به تشريح جايگاه، حدود اختيارات، دوره‌ي نمايندگي، علني بودن جلسات، قسم‌نامه و مسايلي از اين دست پرداخته است. و البته بايد اصول ديگري كه در فصول غير مختص به مجلس آمده را هم به آن افزود. و اين همه در حالي است كه مجمع تشخيص مصلحت، ذيل فصل رهبري قرار گرفته و تنها يك اصل مخصوص به خود دارد كه تمامي شرايطش را به آيين‌نامه‌ي داخلي ارجاع داده است.

هم‌چنين تأثير به سزاي افكار شهيد بهشتي در تدوين قانون اساسي و سيطره‌ي ادبيات آن مجاهد شريف بر اين قانون نكته‌ي قابل توجهي است، لكن اين موارد خدشه‌اي بر برندگي تيغ حقوقي آن در ميدان محاجه وارد نمي‌آورد.

مي‌دانم كه اين مقاله حتي اگر از نظر مبارك ليدرهاي ابتذال سبز و پيروان خوش‌باورشان هم بگذرد تأثيري در آنان نمي‌كند، چه آن كه گفته‌اند: "نرود ميخ آهني در سنگ" اما با تأسي به صالحان، اين مقاله را به آيه‌ي شريفه‌ي 164 سوره‌ي اعراف مزين مي‌كنم : "و اذ قالت امة منهم لم تعظون قوم الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا؟ قالوا معذرة الي ربكم و لعلهم يرجعون"

الف) در اصل نوزدهم قانون اساسی گفته شده: "مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، ن‍ژاد، زبان و مانند اين‌ها سبب امتياز نخواهد شد" پس چرا شما با اتكا به رأي اقليت مرفه‌نشين پايتخت (كه به دلايل ايدئولوژيك و طبقاتي از آن آقاي موسوي بود) رأي اكثريت مردم پايين شهر و روستاها را به سخره گرفتيد و خود را شهروند درجه‌ي يك و "همه‌چيز فهم" دانستيد كه بايد تكليف مملكت را آنان مشخص كنند؟ آيا ميزان رأي ملت است يا " عفت"؟ و بچه‌ها و اقوام عفت خانم؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

ب) در اصل نهم مي‌خوانيم: "در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك‌ناپذيرند و حفظ آن‌ها وظيفه‌ي دولت و آحاد ملت است." حال سئوال اين است كه چرا شكست خوردگان انتخابات با ادعاي كذب و به نام آزادي، به "استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي" ايران ضربات ناجوان‌مردانه‌اي وارد آوردند؟ با قانون شكني و اصرار بر اعمال خلاف رسماً حقوق فردي شهروندان آسيب ديده را نقض و حقوق عمومي را لگد مال كردند؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

پ) در اصل پنجم آمده: "در زمان غيبت حضرت ولي‌عصر (عج) در جمهوري اسلامي ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده‌ي فقيه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است" و در اصل يكصد و هفتم آمده: " ...رهبر منتخب خبرگان، ولايت امر و همه‌ي مسئوليت‌هاي ناشي از آن را برعهده خواهد داشت." خوب با اطلاع از اين اصل و تأكيدتان مبني بر پاي‌بندي به قانون اساسي و راه امام چرا اين همه بر خلاف اوامر ولايي رهبر اقدام كرديد؟ علي‌رغم اين كه ايشان با مشي ويژه‌ي خود، جذب حداكثري، راه را براي توبه و بازگشتتان به آغوش ملت و انقلاب و قانون اساسي باز گذاشتند، باز هم در سي خرداد فرمان شورش داديد و شد آن چه نبايد مي‌شد. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

ت) در ادامه‌ي اصل يكصد و هفتم به زيباترين شكل گفته شده: "رهبري در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است." و به طريق اولي همه مسئولان و آقازادگان و اشراف در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي‌اند. پس چگونه خود و خانواده‌يتان را مبرا از پيگرد قانوني به خاطر رفتارهاي خسارت‌بارتان مي‌دانيد؟ در صورتي كه واقعاً مسئوليت مستقيم آن خسارات‌ تلخ بر دوش شماست. و اين همه در حالي است كه اصل بيست و يكم "همه‌ي افراد ملت اعم از زن و مرد " را "يكسان در حمايت قانون" مي‌داند. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

ث) در اصل يازدهم آمده: "به حكم آيه‌ي كريمه‌ي «ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون» همه‌ي مسلمانان يك امت‌اند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است، سياست كلي خود را بر پايه‌ي ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد..." و در اصل يكصد و پنجاه و چهارم  حمايت "از مبارزه‌ي حق‌طلبانه‌ي مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان" را وظيفه‌ي جمهوري اسلامي دانسته است. حال چرا آقاي موسوي در تبليغات انتخاباتي تخم لق دست شستن از دفاع از مردم مظلوم غزه و لبنان را در دهان "رفرميست‌هاي طلبكار" شکست و ميوه‌ي تلخ آن را در روز قدس از دست آن جماعت سبز با شعار مبتذل "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" تحويل ‌گرفت؟ آيا اين لگد كوب كردن قانون اساسي نبود؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

ج) در اصل بيست وسوم آمده: "حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي كه قانون تجويز كند." پس چگونه در ايام انتخابات "حيثيت" رييس جمهور را به عنوان يك شهروند، زير ضربات بي‌امان تبليغاتي خود گرفتيد و او را متهم به دروغ‌گويي كرديد؟ جان و مال كساني كه تنها به دليل دستور " نافرماني مدني" شما تباه شد چه؟ محترم نبود؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

چ) در اصل بيست و نهم گفته شده: "برخورداري از تأمين اجتماعي ... حقي است همگاني. دولت مكلف است طبق قوانين... خدمات و حمايت‌هاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تأمين كند." و در اصل سي و يكم آمده: "داشتن مسكن متناسب با نياز، حق هر فرد و خانواده‌ي ايراني است. دولت موظف است با رعايت اولويت براي آن‌ها كه نيازمندترند، به خصوص روستانشينان و كارگران زمينه‌ي اجراي اين اصل را فراهم كند." پس آيا اجراي قانون هماهنگ كردن خدمات كشوري و افزايش حقوق معلمان و پرستاران و غيره گداپروري است؟ ساخت مسكن و بيمه‌ي روستايي، حق آن‌ها و تكليف دولت نبود كه اين چنين بر آن ‌تاختيد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

ح) در اصل پنجاه و نهم گفته شده: "درخواست مراجعه به آراي عمومي بايد به تصويب دوسوم مجموع نمايندگان مجلس برسد." و اصل صد و دهم "فرمان همه‌پرسي" را بر عهده‌ي رهبر گذاشته است. حال آقاي خاتمي! آيا شما به جاي بيش از 180 نماينده‌ي مجلس (دو سوم مجموع نمايندگان) تصميم به اجراي همه ‌پرسي مي‌گيريد و توهم برتان داشته در جايگاه رهبري، مي‌خواهيد فرمان آن را هم صادر كنيد؟ گذشته از آن كه اساساً همه‌پرسي بر سر چه؟ اين كه آيا از رييس جمهوري كه تازه انتخاب كرده‌ايد، راضي هستيد يا نه؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

خ) از آن فاجعه‌بارتر و بر خلاف نص صريح اصل نود و نهم كه گفته: "شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه‌پرسي را برعهده دارد." در مقام يك "بدعت‌گزار" خواستار آن مي‌شويد كه مجمع تشخيص مصلحت (بخوانيد آقاي رفسنجاني و پسران) اجرا و نظارت بر رفراندوم كذاييتان را بر عهده گيرد. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

د) در اصل هفتاد و هفتم آمده: "عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌هاي بين‌المللي بايد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد." پس به چه حقي شيخ حسن روحاني در سعدآباد پروتكل خفت‌بار الحاقي را پذيرفت و شما بر خلاف اين اصل آن را اجرا نموديد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

د) در اصل نود و سوم آمده: "مجلس شوراي اسلامي بدون وجود شوراي نگهبان اعتبار قانوني ندارد مگر در مورد تصويب اعتبارنامه‌ي نمايندگان و انتخاب شش نفر حقوق‌دان عضو شوراي نگهبان." با توجه به منوط بودن كل قوه‌ي مقننه به وجود شوراي نگهبان كه وظيفه‌ي آن "پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي" دانسته شده، چگونه آقاي موسوي به خود اجازه داد كه تنها به اين دليل كه در انتخابات شكست خورده، اين نهاد مهم را در آماج تيرهاي زهرآگين بيانيه‌هايش بگيرد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!

 

برای انعکاس نظر آقای آرش کمانگیر و نقد آن این مطلب را در این جا میگذارم:

آرش کمانگیر: شما برادران مکتبی هم تو چرند گویی استادین بابا 100 نفر رو کشتین 4000 نفر رو بردین زندان شکنجه و تجاوز کردین.بجای دلجویی از خانواده های داغدیده و بازداشت و مجازات عاملین این فجایع نصیحت میکنی؟تمام این اشخاص با تیر مستقیم نیروهای لباس شخصی و بسیج و به فرمان شخص سید علی خامنه ایی کشته شدن
حالا منم بهت میگم در قانون اساسی امده مطبوعات ازادن ولی تا الان یعنی از سال 79 تا الان بیش از 300 روزنامه و نشریه بهدلایل واهی توقیف شدن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده دین اجباری نیست و هرکس با اختیار دین خود را انتخاب میکند.الان 2 زن مسیحی بخاطر مسیحی شدن در زندان هستن.7 بهایی رو هم بخاطر دلایل واهی زندانیکردن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده تجمعات مسالمت امیزی که اسلحه نداشته باشند ازاد است و بارها وزارت کشور و استانداری مجوز تجمع صادر نکردن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده هیچکس را به خاطر عقایدش نباید مورد تعقیب و ازار قرار داد در سالهای گذشته بیش از 90 نفر از دگر اندیشان از جمله سعیدی سیرجانی داریوش فروهر احمد تفضلی و.................. به خاطر دگراندیشی کشته شدن"برگردید به قانون اساسی" و دههااااااااااااااااااااااااااااااااا مورد دیگر.
رطب خورده منع رطب چون کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[خط فاصله]
به برادر روشنفکر خودم: اول برادریت را ثابت کن بعد مدعی ارث و میراث باش. عزیزم چه کسانی 100 نفر را کشتند؟ دلیل و مدرک؟ چه کسانی به 400 نفر تجاوز کردند؟ دلیل و مدرک؟ ادعای شیخ ماجراجو کروبی را در این مورد همه شنیدند و پاسخش را نیز. خود قضاوت میکنند. شما اگر خیلی با اطلاعی بگو چه کسانی در مراسم ختم یک دختر از خانه فراری به نام سعیده پور آقایی شرکت کردند؟ آقای موسوی نبود؟ بقیه ادعاهایتان هم مثل این یکی ریشه در جهالت و حق پوشی تان دارد. البته من منکر خطاها و تخلفات ماموران انتظامی در این حوادث نیستم. مثلا ضرب و شتم های نا بجا و زندان کهریزک. ولی اولا مقصر اصلی و شروع کننده دعوا سبزها بودند. ثانیا خطاها و جنایات آنها در این حوادث بسیار بیشتر بود. مثل آتش زدن اموال عمومی ضرب و شتم متدینین آتش زدن مسجد و آتش زدن دو کتابخانه در دانشگاه شیراز که بنده با چشمان خودم این یکی را دیدم. در جنگ ایران و عراق مسلما سربازان ایرانی و ارتش و سپاه خطاهایی داشته اند. اما شروع کننده صدام بود آن هم با دلایل واهی و او بسیار بیشتر جنایت کرد آن هم به صورت سازماندهی شده و با دستور مستقیم. آقای محترم! این همه انحراف از موازین وجدان انسانی؟ برگرد به وجدان انسانی!
در مورد قانون اساسی خواهش می کنم یک بار با دقت آن را بخوان بعد اظهار نظر کن. کجا آمده دین اجباری نیست؟ کدام اصل؟ بلکه با منحصر کردن ادیان رسمی در اسلام و مسیحیت و یهودیت و زردشت سایر ادیان غیر ابراهیمی را غیر رسمی دانسته. مثل فرقه استعماری بهایییت که جنابعالی سنگ آن را به سینه میزنی. البته این به معنای مجازات بهاییان به صرف داشتن عقاید باطل نیست چه این که در اصلی دیگر از" آزادی عقیده" سخن گفته و ممنوعیت پیگرد و تفتیش عقاید به صرف داشتن عقیده. آری بهاییان در ایران مطابق این اصل از بسیاری از حقوق اجتماعی مثل ورود به دانشگاه که اسلام برای اهل کتاب به رسمیت شناخته محرومند. اما هیچ بهایی ای به صرف بهایی بودن نباید مورد مواخذه قانونی قرار گیرد. مگر در ایران فقط آن 7 نفر بهایی اند؟ پس چرا دیگر بهاییان را دستگیر نکرده اند؟ حتما سوای عقیده باطلشان اتهام حقوقی داشته اند که باید مورد رسیدگی عادلانه دادگاه قرار گیرد و من و شما درباره جزییات اتهامشان بی اطلاعیم.
تجمعات سبز آن قدر هم بدون حمل سلاح نبود که شما میگویید. حتی سلاح گرم. ندا آقاسلطان به دست چه کسانی کشته شد. به گواهی پزشکی قانونی با سلاح سازمانی نیروهای مسلح نبود. و چندین نفر دیگر که با شلیک مستقیم شاخه نظامی سبزها شهید و کشته شدند از جمله مادر و کودکی که در تجمع آرام! میدان آزادی در کنار مهدکودک مظلومانه در خون خود غلطیدند. این همه انحراف از موازین وجدانی و قانونی و اسلامی؟ برگرد به همه آنها!

 

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  |
 ميرحسين موسوي بايد از طريق مراجع قضايي مورد پيگرد قانوني قرار گيرد

سعيدي در گفت و گو با «شبكه خبر دانشجو»:

ميرحسين موسوي بايد از طريق مراجع قضايي مورد پيگرد قانوني قرار گيرد

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با بيان اينكه ميرحسين موسوي با بدعت گذاري در امر انتخابات، كشور را به آشوب كشيده است، گفت: ميرحسين موسوي از طريق مراجع قضايي بايد مورد پيگرد قانوني قرار بگيرد.

احمد سعيدي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به ادعاي قانون گرايي ميرحسين در قبل از انتخابات اظهار داشت: رفتار ميرحسين موسوي در چنين شرايطي به هيچ وجه قابل توجيه نيست و وي بايد تاوان اين قانون گريزي بعد از انتخابات را بدهد.

وي با تاكيد بر اينكه ميرحسين موسوي با برگزاري تجمع‌هاي غيرقانوني و ايجاد اغتشاش و آشوب حقوق چند ميليون نفر از ملت ايران را ضايع كرده است، تصريح كرد: مرجع قانوني رسيدگي به شكايات شوراي نگهبان است و با تهديد و به آشوب كشاندن كشور نمي توان يك مسئله قانوني را كه حق ملت است، ضايع و يا به زور به مردم تحميل كرد.

سعيدي با اشاره به اينكه مسلماً ملت نيز در برابر اين مسئله از حقوق خود دفاع خواهند كرد، افزود: كشور متعلق به يك جريان انحصار طلب نيست كه براي توجيه شكست خود در انتخابات بخواهند متمسك به زور و تهديد شوند.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز ادامه داد: اگر ميرحسين موسوي نهاد اجرايي و نظارتي شوراي نگهبان وزارت كشور را كه مجري انتخابات هستند قبول نداشت نبايد در انتخابات شركت مي كرد.

وي با بيان اينكه مسئله تقلب در انتخابات فقط بهانه‌اي براي رسيدن به خواسته‌هاي نامشروع يك عده است، خاطرنشان كرد: يك عده مي خواهند كه راي مردم به احمدي نژاد را باطل كنند اما غافل از آنكه تنها به ضرر خود كار خواهند كرد./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

سالروز حماسه 3 تیر - 19

سعيدي: جريان سوم تير، پيروز تقابل گفتمان هاي اسلام و ليبراليسم بود

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به گفتمان ليبرال به عنوان گفتمان غالب بر دولت اصلاحات و جريان عدالتخواهي که به دليل مطالبات ملي در کشور ايجاد شده بود، گفت: در واقع جريان سوم تير پيروز جريان ليبرال حاکم بر کشور بود.

احمد سعيدي در گفت وگو با خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» در شيراز، با بيان اين موضوع عنوان نمود:سوم تير نقطه عطفي بر غير واقعي و نادرست بودن شعارهاي اصلاحات بود .

وي اضافه داشت: در واقع ملت گفتمان احمدي نژاد را بر گفتمان مدعيان اصلاح طلبي به دليل بازگشت به ارزش هاي اصيل انقلاب برگزيد. 

اين فعال ارزشي با اشاره به عدم تمکين راي ملت و عدم پايبندي به پذيرش قواعد بازي در انتخابات حماسي 22خرداد گفت: اينها نشان مي دهد که اصلاح طلبان و در راس آنها موسوي پيام سوم تير را درک نکرده اند، چرا که از همان ابتداي رقابت وارد فضاي کذب اصلاحات شدند و با ناديده گرفتن خدمات دولت نهم سعي در مخدوش جلوه دادن آن كردند.

سعيدي اذعان داشت: انقلاب اسلامي يک مسير تکاملي دارد که با شروع نهضت اسلامي در سال 42 و پيروزي نهضت در 57 اين روند به تکامل خود ادامه داده است.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز تصريح كرد: سوم تير نيز جهشي مثبت در راستاي فرآيند انقلاب بود، چرا که با اين جهش انقلاب به سمت ارزش هاي اصيل پيشروي کرد و اکنون نيز ملت به تداوم اين پيش روي ادامه راي مثبت داده است./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در سه شنبه شانزدهم تیر 1388  |
 ...
اوباما می‌گوید: «میرحسین موسوی به منشأ الهام‌بخش آن دسته از هموطنان خود تبدیل شده است که خواهان گشایش به سوی غرب هستند»

و ما هنوز باید خار در چشم و استخوان در گلو جام زهر صلح حدیبیه را جرعه جرعه فرو خوریم و داد برنیاریم. زیرا که رهبرمان در خطبه های نماز جمعه فرمود: میرحسین جزء نظام است!

ولی منتظر روز انتقام میمانیم: الا ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب؟

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در جمعه دوازدهم تیر 1388  |
 

امروز همه ضرر کرده‌اند!

 

درفتنه‌ها چون شتر دو ساله باش؛ نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی دارد که از آن شیر بدوشند.

امام علی (ع)

انتخابات حماسی و بی‌نظیر 22 خرداد که با مشارکت بی سابقه‌ی 85 درصدی ملت و انتخاب مجدد منادی گفتمان امام و انقلاب با رأی بیش از 24 میلیونی، حقیقتاً سرمایه‌ی عظیم ملی بود که دشمنان خارجی و بدخواهان داخلی که منافع پلیدشان را در خطر دیده بودند، آن را تاب نیاورده و سعی درتلخ کردن آن شیرینی در کام ملت نمودند. پروژه‌ی تشکیک در انتخابات و تهدید به آشوب و بلوا از سوی مدعیان قانون‌گرایی، در حالی پیش از انتخابات مطرح گشت که تا دو روز بعد از انتخابات هیچ مدرک حتی غیرمستدلی! مبنی بر تقلب در انتخابات به مراجع نظارتی قانونی ارائه ننمودند. اخلاق دموکراتیک قطعاً حکم می‌کند که نامزد رقیب با تمکین به ر‌أی اکثریت ملت، خود را برای رقابت‌های آینده آماده کند و نه با تعیین تکلیف برای مردم، پیشاپیش ردای پیروزی برای قامت خویش بدوزد. مگر آقایان به جای ملت نشسته‌اند که بدون هیچ دلیل و مدرکی و تنها بر اساس احساسات و توهم، نتیجه‌ی انتخابات را مخدوش جلوه دهند؟! هم‌چنین بر مدعی قانون‌گرایی لازم می‌آید که پیش از به راه انداختن آشوب و بهانه دادن به دست ضد انقلاب و خدشه دار کردن وحدت ملی، خواسته‌ی خود را از طریق مراجع قانونی پیگیری نماید. بی‌شک نامه‌نگاری زخم‌خوردگان سوم تیر 84  و تهدید ملت به انتقام، زمینه‌ساز به وجود آمدن حوادث ناگواری هم‌چون اتفاقات اخیر دانشگاه شیراز گردیده است. این افراد و جریانات مقصر اصلی در پایمال شدن حقوق همه‌ی دانشجویان در ایام امتحانات و بر هم خوردن امنیت روانی آنان هستند که می‌باید علاوه بر پاسخ‌گویی در محضر عدل الهی و در پیشگاه ملت، از سوی مراجع قانونی مورد بازخواست قرار گیرند. همان‌گونه که رهبر فرزانه‌ی انقلاب از هفته‌های قبل از انتخابات هشدار داده بودند، از این غائله تنها دشمنان نشان‌دار خارجی (که این روزها با حمایت‌های خود عداوت همیشگی‌شان را نمایش دادند) ومنافقان ضد مردم (که به خون مردم تشنه‌اند) سود می‌‌برند و در عین تأسف، خسران و ضرر نصیب دلبسته‌گان به اسلام و میهن گردیده است.  

تجمع غیرقانونی و خلاف عرف دانشجویان و غیر دانشجویان حامی کاندیدای شکست خورده در عصر شنبه 23 خرداد که با برخورد نامتناسب پلیس ضد شورش منجر به آسیب فراوان به اموال دانشگاه، سوزاندن کتابخانه‌ها، تخریب اموال بسیج دانشجویی و ضرب و شتم دانشجویان مذهبی و غیره گردید، دانشگاه را از فاز عقلانیت خارج و کم‌کم خاطرات تلخ کودتای 28 مرداد را در اذهان زنده کرد. پیوستن افراد غیر دانشجو و مشکوک به جمع مزبور، موجب سلب امنیت جانی دانشجویان حاضر در خوابگاه‌ها شد که این امر می‌توانست با درایت مسئولان و دانشجویان از هر طیف و گروهی با هزینه‌ای کمتر پایان یابد. اما آن‌چه که بیش از همه قلب هر دوست‌دار انقلاب و نظام را به درد می‌آورد، ورود غیرقانونی نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها به درون دانشگاه، به بهانه‌ی دستگیری آشوب‌طلبان است که حتی در این گیرودار به ریاست دانشگاه و مسئول حراست هم رحم نکرده، تر و خشک را با هم سوزاندند. بسیاری از بی‌گناهانی که در عصر دوشنبه طعم تلخ ضربات باتوم و مشت و لگد مأموران نااهل را چشیدند؛ نه تنها اقدامی غیرقانونی نکرده بودند؛ بلکه با آشوب‌طلبی و هرج و مرج نیز میانه‌ای ندارند. این دانشجویان قربانی تسویه حساب‌های سیاسی مافیای قدرت و حماقت‌های جاهلان متنسک شده‌اند. افرادی که با خشک‌مغزی خود بیشترین ضربه را به نظام اسلامی و انقلاب وارد آوردند. ننگ این گونه رفتارها و شکستن حرمت دانشگاه به راحتی از ذهن دانشگاهیان پاک نخواهد شد.

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز هر دو گروه چه سازمان دهندگان آشوب‌ها و چه کسانی (اعم از نیروهای رسمی و غیررسمی) که به بهانه‌ی برخورد با آشوب‌طلبان موجب ضرب و شتم دانشجویان بی‌گناه و  ظلم در حق آنان شدند را قویاً محکوم می‌نماید و در مرحله‌ی اول خواهان حفظ آرامش و بازگشت به قانون‌مداری و عقلانیت با تأسی به وحدت ملی، توصیه‌ی مأموران به برخورد باصلابت و توأم با اخلاق اسلامی و در مرحله‌ی بعد، شناسایی و محاکمه‌ی عادلانه‌ی مسببان دوطرف می‌باشد که با همراهی همه‌ی دانشجویان علاقه‌مند به انقلاب و وطن اسلامی، این مطالبات به حق را دنبال خواهد نمود.

 

ولأمر الی ا...

شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 مردمي بودن احمدي نژاد مهمترين عامل مشاركت حداكثري شد

دولت نهم انتخاب دهم - 3 /سعيدي در گفت و گو با «شبكه خبر دانشجو»:

مردمي بودن احمدي نژاد مهمترين عامل مشاركت حداكثري شد

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اينكه مردم با حضور حداكثري خود در اين دوره از انتخابات ثابت كردند كه خدمتگزار خود را خوب مي شناسند، گفت: مردمي بودن احمدي نژاد مهمترين عامل مشاركت حداكثري شد.

احمد سعيدي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، رقابت فشرده كانديداهاي اين دوره از انتخابات رياست جمهوري را دليل اصلي مشاركت حداكثري دانست و اظهار داشت: ارائه اهداف، برنامه ها در خصوص مسائل كشور و همچنين برگزاري مناظره ها در ايجاد شور فضاي انتخاباتي موثر بود.

وي با تاكيد بر اينكه همان علتي كه در سال 84 باعث پيروزي احمدي نژاد در انتخابات شد همان عامل نيز در پيروزي در سال 88 موثر بود، گفت: با وجود تبليغات منفي كه در ايام انتخابات عليه احمدي نژاد بود اما از آنجايي كه بين وي و مردم فاصله اي وجود نداشت، باز هم شاهد پيروزي شيرين ديگري شديم.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اغتشاش احتمالي ميان برخي كانديداها در كشور خاطرنشان كرد: كمتر كسي به خود جرات مي دهد كه مقابل انتخاب اكثريت قاطع مردم بايستد اما اگر در گوشه و كناري هم تحريك هايي ديده شد هوشياري مردم اين حركت ها را كاملاً بي اثر خواهد كرد.

سعيدي با بيان اينكه احمدي نژاد در اين چهار سال رئيس جمهور همه گروه ها و قشرها بوده است، گفت: اخلاق انتخاباتي و قوانين شهروندي ايجاب مي كند كه در انتخابات هر كس پيروز شد رئيس جمهور همه ملت باشد./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388  |
 افشاگري احمدي نژاد در موضع دفاع از حقوق عمومي است

سعيدي در گفت‌وگو با «شبکه خبر دانشجو»:

افشاگري احمدي نژاد در موضع دفاع از حقوق عمومي است.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به مسئله افشاي اسامي مفسدان گفت: اين فقط حق شخصي احمدي نژاد نيست؛ چرا كه گذشت در موضع دفاع از حقوق عمومي و مردم جايگاهي ندارد.

احمد سعيدي در گفت‌وگو با خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» در شيراز، با اشاره به اين مطلب اظهار داشت: يکي ديگر از عجايب انتخابات اين است که کساني که سه ماه بلکه چهار سال افترا و نسبت هاي دروغ و ثابت نشده به دولت مي زدند، امروز به دليل عدم مقابله در برابر قدرت کلان و استدلال قوي احمدي نژاد دم از اخلاق مي زنند.

وي ادامه داد: احمدي نژاد بر اساس اين آرمان ها راي آورده بود و امروز نيز با باب شدن اين مسئله و پشتوانه راي بالاي مردمي، آفت دزدان بيت المال را از درخت نظام جدا خواهد کرد.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز رقابت انتخاباتي را مانند بازي ناعادلانه اي دانست که طرفداران ميرحسين و ديگر کانديداهاي مقابل احمدي نژاد به دليل عدم تحمل شکست آتي، با زير پا گذاشتن هنجارها قصد انتقام گيري از مردم را دارند.

سعيدي با اشاره به القاي ناامني در جامعه از طريق طرفداران اين افراد تصريح کرد: اينها بدانند نظام اسلامي ريشه دارتر از آفت هاي ذکر شده است و با راي حداکثري مردم به احمدي نژاد جامعه از لوث وجود کساني که نگاه نادرست به بيت المال دارند، پاک خواهد شد و با آرمان هاي صدر انقلاب در مسير تمدن اسلامي پيش خواهد رفت./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

سعيدي در گفت و گو با «شبكه خبردانشجو»:

مشاركت حداكثري در انتخابات در راستاي اطلاع رساني مناسب است

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با بيان اينكه با اطلاع رساني جامع و كامل، مردم با حساسيت بيشتري در اين عرصه ملي و سياسي حضور خواهند داشت، گفت: مشاركت حداكثري مردم در انتخابات در راستاي اطلاع رساني مناسب است.

احمد سعيدي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با تاكيد بر اينكه حضور مردم در انتخابات نماد حمايت از نظام و رهبري است، اظهار داشت: ملت ايران در طول 30 سال گذشته همواره به آرمان هاي انقلاب پايبند بودند و در اين دوره نيز با حضور پرشكوه خود دشمنان را نااميد خواهند كرد.

وي بر ضرورت فراهم كردن زمينه هاي مشاركت حداكثري دانشگاهيان در همين دوره انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد و افزود: فضاي دانشگاه ها بايد به گونه اي فراهم شود كه هر يك از كانديداها به صورت شفاف مواضع خود را بيان كنند تا دانشگاهيان با ديدي باز به كانديداي اصلح راي دهند.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه دشمنان انقلاب همواره سعي دارند با به كاربردن ترفندهاي گوناگون فرصت طلايي انتخاب را به تهديد تبديل كنند، تصريح كرد: تشكيك در سلامت انتخابات و مايوس كردن مردم نسبت به نتايج انتخابات از مهمترين شگردهايي است كه مخالفان نظام به آن دم مي زنند./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

سعيدي در گفت‌وگو با شبكه خبر دانشجو:

القاي عدم وجود امنيت در جامعه براي ايجاد ترس و وحشت در روحيه مردم است

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با ابراز تاسف از اينكه در روزهاي اخير از سوي برخي ستادها شايعه عدم وجود امنيت در جامعه القا مي‌شود، گفت: القاي عدم وجود امنيت در جامعه براي ايجاد رعب و ترس در روحيه مردم است.

احمد سعيدي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با بيان اينكه اخلاق انتخاباتي حكم مي كند كه افراد برنامه هاي خود را به مردم اعلام كنند، ‌اظهار داشت: اينكه برخي كانديداها بيايند و با مطالبي خلاف واقع براي خود راي جمع كنند كاري به دور از اخلاق انتخاباتي است.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه كساني كه حرف كمتري براي گفتن دارند سعي مي كنند با ايجاد ترس و وحشت در جامعه خود را منجي كشور معرفي كنند،‌ تصريح كرد: متاسفانه اين مسئله كه عده اي با سياه نمايي و ترساندن مردم از برخي مسائل و دادن اطلاعات دروغ دست به هر اقدامي مي زنند بارها در دوره هاي گذشته نيز تجربه شده است.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به موارد متعددي كه در سخنان ميرحسين موسوي و ستاد انتخاباتي وي مبني بر عدم وجود امنيت در جامعه مطرح شده است، خاطرنشان كرد: ما از ميرحسين موسوي و ساير كانديداها تقاضا مي كنيم كه تنها حرف هاي خود را بزنند و مطالب خلاف عليه دولت مطرح نكنند؛ چرا كه اين مسئله در نهايت به ضرر خودشان تمام مي شود./انتهاي پيام/

مشاهده لینک

دبير جامعه اسلامي دانشگاه شيراز:
مخالفان احمدي‌نژاد پس‌ از مناظره‌ها دريافتند كه باختشان قطعي است

خبرگزاري فارس: دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز گفت: مخالفان احمدي‌نژاد پس‌ از مناظره‌ها دريافتند كه باختشان قطعي است.

احمد سعيدي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در شيراز افزود: درخت انقلاب در طول تاريخ كوتاه خود از اين آفت‌ها بسيار به‌خود ديده است اما شاداب‌تر از گذشته به ‌راه خود ادامه خواهد داد، امروز كساني كه روبه‌روي احمدي‌نژاد قرار گرفته‌اند، مي‌خواهند همان رفتاري را كه با شيخ فضل‌الله نوري كردند با او انجام دهند و حرف‌هايي كه به او مي‌زنند، حرف‌هاي شاه به امام است.
وي همچنين با اشاره به اينكه با يك نگاه گذرا مي‌توانيم متوجه شويم جبهه داخلي مخالف احمدي‌نژاد با جبهه خارجي آن در ارتباط است، اظهار داشت: آنها مي‌خواهند فضاي تشكيك در انتخابات را به‌وجود بياورند و به اين وسيله باخت خود را توجيه كنند، حركت‌ها و جوسازي‌هاي احساسي كه در خيابان‌ها به‌وجود آورده‌اند با اين هدف است كه بتوانند زمينه را براي برخي برنامه‌هاي روز پس‌ از شكست در انتخابات مساعد كنند.
وي گفت: آنها جمع شده‌اند تا احمدي‌نژاد را به اجراي برنامه‌هاي غيركارشناسي متهم كنند اما فراموش كرده‌اند در زمان حاكميت خودشان اقوام و آشنايان را اطراف خود جمع كردند و به اين ترتيب ضررهايي به كشور زدند كه جبران آن زمان زيادي خواهد برد و قراردادهايي نوشتند كه روي قاجاري‌ها را سفيد كرد.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اينكه برخي كانديداها اصول رسمي نظام و انقلاب را زير سئوال مي‌برند، افزود: شكي نيست كه مردم شعارهاي آنان را ديدند و متوجه شدند كه آن شعارها براي جامعه نتيجه عكس و منفي داشته است.
سعيدي با تاكيد بر اينكه در كشور هنوز برخي دم از اصلاحات آمريكايي مي‌زنند، ادامه داد: احمدي‌نژاد تمام معادلات آنان را به‌هم زد و به شعارهايش نيز عمل كرد.
وي تاكيد كرد: همان‌طور كه در سخنان‌‌ آنها پيدا است، سعي دارند 18 تير را تكرار كنند و با بردن دانشگاه به سوي درگيري به‌نتيجه دلخواه خود برسند اما ما طرفداران احمدي‌نژاد ضمن پايبندي به نتيجه انتخابات اعلام مي‌كنيم برخلاف نظر آنها دانشگاه و دانشگاهي هنوز هم به ارزش‌ها پايبند است.
انتهاي پيام/ر20

مشاهده لینک

|+| نوشته شده توسط احمد سعیدی در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388  |
 
 
بالا