هواللطیف
اين روزها سردمداران "ابتذال سبز" در واكنش به دلسردي و رويگرداني بدنهي اجتماعي خود و براي وارد آوردن شوكهاي حياتبخش به جسم رو به احتضار حركت سياسيشان، اقدام به ديدارهاي محفلي و درونباندي با هم كردهاند. ديدارهاي ميرحسين با كروبي، ميرحسين با خاتمي را ميتوان در اين دست تقلاهاي خوشانگارانه و به قول معروف "نان به هم قرض دادنها" جاي داد. مردم عزيز بايد در روزهاي آينده منتظر شنيدن روايتهايي از ديدارهاي ميرحسين با زهرا رهنورد، ميرحسين با فاطمه رهجو، ميرحسين با روشنفكرترين زن ايراني، ميرحسين با همسرش و در مراحل بعد براي افزايش جذابيت و جلب مخاطب جوان اشاره به ابعاد زناشويي اين ديدارهاي سياسي باشند.
به لطف فضاي باز سياسي كشور، روزنامهچيهاي رفرميست در اجراي مسئوليت تاريخي قلب حقيقت و شيرهماليدن بر سر مخاطب، گزارشهاي تخيلي از اين ديدارها را به همراه تيترهاي درشت روزنامهيشان و به انضمام يك عكس دو ـ سه نفره به روي پيشخوانها ميفرستند. گذشته از حالت طنزگونهي اين ديدارها (كه فقط براي رفرميستهاي "از همه كس طلبكار" احمق جدي مينمايد) قيافهي حق به جانب اين آقايان و اظهار كرامتهايشان ميطلبد براي دستگرمي هم كه شده، مقالهاي بنويسي و وبلاگت را به روز كني. خصوصاً اگر به دليل مسايل شخصي و درگيريهاي فارغالتحصيلي چهار ماهي باشد چيزي ننوشته باشي و حرفهاي زيادي در گلويت گير كرده باشد و از طرفي در مواقع بيكاري مدام قانون اساسي را مرور كني، نميتواني از اين جملهي تيتر شدهي محمد خاتمي بيتفاوت بگذري: " بازگشت به قانون اساسي"
پيش از آغاز بحث لازم ميدانم كه به پايبندي كامل خود را به قانون اساسي و اعتقاد به فصلالخطاب بودن آن براي همه (از تودههاي مردم گرفته تا نخبگان و مسئولان و حتي رهبري به تصريح اصول نوزدهم و بيستم و يكصد و هفتم) اعلام دارم، هرچند كه تأكيد كنم اين پايبندي منافي انتقاد به بعضي اصول و يا عدم اعتقاد به آنها نيست. في المثل اين جانب مجمع تشخيص مصلحت نظام به اين نحوي كه در قانون آمده را، نهادي زايد و مغاير با اصل تفكيك قوا و مخالف روح قانون اساسي ميدانم. چنانچه به اصول مربوط به مجلس شوراي اسلامي بنگريم، درميابيم سي و هشت اصل مستقيماً به تشريح جايگاه، حدود اختيارات، دورهي نمايندگي، علني بودن جلسات، قسمنامه و مسايلي از اين دست پرداخته است. و البته بايد اصول ديگري كه در فصول غير مختص به مجلس آمده را هم به آن افزود. و اين همه در حالي است كه مجمع تشخيص مصلحت، ذيل فصل رهبري قرار گرفته و تنها يك اصل مخصوص به خود دارد كه تمامي شرايطش را به آييننامهي داخلي ارجاع داده است.
همچنين تأثير به سزاي افكار شهيد بهشتي در تدوين قانون اساسي و سيطرهي ادبيات آن مجاهد شريف بر اين قانون نكتهي قابل توجهي است، لكن اين موارد خدشهاي بر برندگي تيغ حقوقي آن در ميدان محاجه وارد نميآورد.
ميدانم كه اين مقاله حتي اگر از نظر مبارك ليدرهاي ابتذال سبز و پيروان خوشباورشان هم بگذرد تأثيري در آنان نميكند، چه آن كه گفتهاند: "نرود ميخ آهني در سنگ" اما با تأسي به صالحان، اين مقاله را به آيهي شريفهي 164 سورهي اعراف مزين ميكنم : "و اذ قالت امة منهم لم تعظون قوم الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا؟ قالوا معذرة الي ربكم و لعلهم يرجعون"
الف) در اصل نوزدهم قانون اساسی گفته شده: "مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد شد" پس چرا شما با اتكا به رأي اقليت مرفهنشين پايتخت (كه به دلايل ايدئولوژيك و طبقاتي از آن آقاي موسوي بود) رأي اكثريت مردم پايين شهر و روستاها را به سخره گرفتيد و خود را شهروند درجهي يك و "همهچيز فهم" دانستيد كه بايد تكليف مملكت را آنان مشخص كنند؟ آيا ميزان رأي ملت است يا " عفت"؟ و بچهها و اقوام عفت خانم؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
ب) در اصل نهم ميخوانيم: "در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيكناپذيرند و حفظ آنها وظيفهي دولت و آحاد ملت است." حال سئوال اين است كه چرا شكست خوردگان انتخابات با ادعاي كذب و به نام آزادي، به "استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي" ايران ضربات ناجوانمردانهاي وارد آوردند؟ با قانون شكني و اصرار بر اعمال خلاف رسماً حقوق فردي شهروندان آسيب ديده را نقض و حقوق عمومي را لگد مال كردند؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
پ) در اصل پنجم آمده: "در زمان غيبت حضرت وليعصر (عج) در جمهوري اسلامي ايران ولايت امر و امامت امت بر عهدهي فقيه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است" و در اصل يكصد و هفتم آمده: " ...رهبر منتخب خبرگان، ولايت امر و همهي مسئوليتهاي ناشي از آن را برعهده خواهد داشت." خوب با اطلاع از اين اصل و تأكيدتان مبني بر پايبندي به قانون اساسي و راه امام چرا اين همه بر خلاف اوامر ولايي رهبر اقدام كرديد؟ عليرغم اين كه ايشان با مشي ويژهي خود، جذب حداكثري، راه را براي توبه و بازگشتتان به آغوش ملت و انقلاب و قانون اساسي باز گذاشتند، باز هم در سي خرداد فرمان شورش داديد و شد آن چه نبايد ميشد. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
ت) در ادامهي اصل يكصد و هفتم به زيباترين شكل گفته شده: "رهبري در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است." و به طريق اولي همه مسئولان و آقازادگان و اشراف در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوياند. پس چگونه خود و خانوادهيتان را مبرا از پيگرد قانوني به خاطر رفتارهاي خسارتبارتان ميدانيد؟ در صورتي كه واقعاً مسئوليت مستقيم آن خسارات تلخ بر دوش شماست. و اين همه در حالي است كه اصل بيست و يكم "همهي افراد ملت اعم از زن و مرد " را "يكسان در حمايت قانون" ميداند. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
ث) در اصل يازدهم آمده: "به حكم آيهي كريمهي «ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون» همهي مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است، سياست كلي خود را بر پايهي ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد..." و در اصل يكصد و پنجاه و چهارم حمايت "از مبارزهي حقطلبانهي مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان" را وظيفهي جمهوري اسلامي دانسته است. حال چرا آقاي موسوي در تبليغات انتخاباتي تخم لق دست شستن از دفاع از مردم مظلوم غزه و لبنان را در دهان "رفرميستهاي طلبكار" شکست و ميوهي تلخ آن را در روز قدس از دست آن جماعت سبز با شعار مبتذل "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" تحويل گرفت؟ آيا اين لگد كوب كردن قانون اساسي نبود؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
ج) در اصل بيست وسوم آمده: "حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي كه قانون تجويز كند." پس چگونه در ايام انتخابات "حيثيت" رييس جمهور را به عنوان يك شهروند، زير ضربات بيامان تبليغاتي خود گرفتيد و او را متهم به دروغگويي كرديد؟ جان و مال كساني كه تنها به دليل دستور " نافرماني مدني" شما تباه شد چه؟ محترم نبود؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
چ) در اصل بيست و نهم گفته شده: "برخورداري از تأمين اجتماعي ... حقي است همگاني. دولت مكلف است طبق قوانين... خدمات و حمايتهاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تأمين كند." و در اصل سي و يكم آمده: "داشتن مسكن متناسب با نياز، حق هر فرد و خانوادهي ايراني است. دولت موظف است با رعايت اولويت براي آنها كه نيازمندترند، به خصوص روستانشينان و كارگران زمينهي اجراي اين اصل را فراهم كند." پس آيا اجراي قانون هماهنگ كردن خدمات كشوري و افزايش حقوق معلمان و پرستاران و غيره گداپروري است؟ ساخت مسكن و بيمهي روستايي، حق آنها و تكليف دولت نبود كه اين چنين بر آن تاختيد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
ح) در اصل پنجاه و نهم گفته شده: "درخواست مراجعه به آراي عمومي بايد به تصويب دوسوم مجموع نمايندگان مجلس برسد." و اصل صد و دهم "فرمان همهپرسي" را بر عهدهي رهبر گذاشته است. حال آقاي خاتمي! آيا شما به جاي بيش از 180 نمايندهي مجلس (دو سوم مجموع نمايندگان) تصميم به اجراي همه پرسي ميگيريد و توهم برتان داشته در جايگاه رهبري، ميخواهيد فرمان آن را هم صادر كنيد؟ گذشته از آن كه اساساً همهپرسي بر سر چه؟ اين كه آيا از رييس جمهوري كه تازه انتخاب كردهايد، راضي هستيد يا نه؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
خ) از آن فاجعهبارتر و بر خلاف نص صريح اصل نود و نهم كه گفته: "شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همهپرسي را برعهده دارد." در مقام يك "بدعتگزار" خواستار آن ميشويد كه مجمع تشخيص مصلحت (بخوانيد آقاي رفسنجاني و پسران) اجرا و نظارت بر رفراندوم كذاييتان را بر عهده گيرد. اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
د) در اصل هفتاد و هفتم آمده: "عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههاي بينالمللي بايد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد." پس به چه حقي شيخ حسن روحاني در سعدآباد پروتكل خفتبار الحاقي را پذيرفت و شما بر خلاف اين اصل آن را اجرا نموديد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
د) در اصل نود و سوم آمده: "مجلس شوراي اسلامي بدون وجود شوراي نگهبان اعتبار قانوني ندارد مگر در مورد تصويب اعتبارنامهي نمايندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان عضو شوراي نگهبان." با توجه به منوط بودن كل قوهي مقننه به وجود شوراي نگهبان كه وظيفهي آن "پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي" دانسته شده، چگونه آقاي موسوي به خود اجازه داد كه تنها به اين دليل كه در انتخابات شكست خورده، اين نهاد مهم را در آماج تيرهاي زهرآگين بيانيههايش بگيرد؟ اين همه انحراف از موازين قانون اساسي؟ برگرديد به قانون اساسي!
برای انعکاس نظر آقای آرش کمانگیر و نقد آن این مطلب را در این جا میگذارم:
آرش کمانگیر: شما برادران مکتبی هم تو چرند گویی استادین بابا 100 نفر رو کشتین 4000 نفر رو بردین زندان شکنجه و تجاوز کردین.بجای دلجویی از خانواده های داغدیده و بازداشت و مجازات عاملین این فجایع نصیحت میکنی؟تمام این اشخاص با تیر مستقیم نیروهای لباس شخصی و بسیج و به فرمان شخص سید علی خامنه ایی کشته شدن
حالا منم بهت میگم در قانون اساسی امده مطبوعات ازادن ولی تا الان یعنی از سال 79 تا الان بیش از 300 روزنامه و نشریه بهدلایل واهی توقیف شدن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده دین اجباری نیست و هرکس با اختیار دین خود را انتخاب میکند.الان 2 زن مسیحی بخاطر مسیحی شدن در زندان هستن.7 بهایی رو هم بخاطر دلایل واهی زندانیکردن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده تجمعات مسالمت امیزی که اسلحه نداشته باشند ازاد است و بارها وزارت کشور و استانداری مجوز تجمع صادر نکردن"برگردید به قانون اساسی"
در قانون اساسی امده هیچکس را به خاطر عقایدش نباید مورد تعقیب و ازار قرار داد در سالهای گذشته بیش از 90 نفر از دگر اندیشان از جمله سعیدی سیرجانی داریوش فروهر احمد تفضلی و.................. به خاطر دگراندیشی کشته شدن"برگردید به قانون اساسی" و دههااااااااااااااااااااااااااااااااا مورد دیگر.
رطب خورده منع رطب چون کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[خط فاصله]
به برادر روشنفکر خودم: اول برادریت را ثابت کن بعد مدعی ارث و میراث باش. عزیزم چه کسانی 100 نفر را کشتند؟ دلیل و مدرک؟ چه کسانی به 400 نفر تجاوز کردند؟ دلیل و مدرک؟ ادعای شیخ ماجراجو کروبی را در این مورد همه شنیدند و پاسخش را نیز. خود قضاوت میکنند. شما اگر خیلی با اطلاعی بگو چه کسانی در مراسم ختم یک دختر از خانه فراری به نام سعیده پور آقایی شرکت کردند؟ آقای موسوی نبود؟ بقیه ادعاهایتان هم مثل این یکی ریشه در جهالت و حق پوشی تان دارد. البته من منکر خطاها و تخلفات ماموران انتظامی در این حوادث نیستم. مثلا ضرب و شتم های نا بجا و زندان کهریزک. ولی اولا مقصر اصلی و شروع کننده دعوا سبزها بودند. ثانیا خطاها و جنایات آنها در این حوادث بسیار بیشتر بود. مثل آتش زدن اموال عمومی ضرب و شتم متدینین آتش زدن مسجد و آتش زدن دو کتابخانه در دانشگاه شیراز که بنده با چشمان خودم این یکی را دیدم. در جنگ ایران و عراق مسلما سربازان ایرانی و ارتش و سپاه خطاهایی داشته اند. اما شروع کننده صدام بود آن هم با دلایل واهی و او بسیار بیشتر جنایت کرد آن هم به صورت سازماندهی شده و با دستور مستقیم. آقای محترم! این همه انحراف از موازین وجدان انسانی؟ برگرد به وجدان انسانی!
در مورد قانون اساسی خواهش می کنم یک بار با دقت آن را بخوان بعد اظهار نظر کن. کجا آمده دین اجباری نیست؟ کدام اصل؟ بلکه با منحصر کردن ادیان رسمی در اسلام و مسیحیت و یهودیت و زردشت سایر ادیان غیر ابراهیمی را غیر رسمی دانسته. مثل فرقه استعماری بهایییت که جنابعالی سنگ آن را به سینه میزنی. البته این به معنای مجازات بهاییان به صرف داشتن عقاید باطل نیست چه این که در اصلی دیگر از" آزادی عقیده" سخن گفته و ممنوعیت پیگرد و تفتیش عقاید به صرف داشتن عقیده. آری بهاییان در ایران مطابق این اصل از بسیاری از حقوق اجتماعی مثل ورود به دانشگاه که اسلام برای اهل کتاب به رسمیت شناخته محرومند. اما هیچ بهایی ای به صرف بهایی بودن نباید مورد مواخذه قانونی قرار گیرد. مگر در ایران فقط آن 7 نفر بهایی اند؟ پس چرا دیگر بهاییان را دستگیر نکرده اند؟ حتما سوای عقیده باطلشان اتهام حقوقی داشته اند که باید مورد رسیدگی عادلانه دادگاه قرار گیرد و من و شما درباره جزییات اتهامشان بی اطلاعیم.
تجمعات سبز آن قدر هم بدون حمل سلاح نبود که شما میگویید. حتی سلاح گرم. ندا آقاسلطان به دست چه کسانی کشته شد. به گواهی پزشکی قانونی با سلاح سازمانی نیروهای مسلح نبود. و چندین نفر دیگر که با شلیک مستقیم شاخه نظامی سبزها شهید و کشته شدند از جمله مادر و کودکی که در تجمع آرام! میدان آزادی در کنار مهدکودک مظلومانه در خون خود غلطیدند. این همه انحراف از موازین وجدانی و قانونی و اسلامی؟ برگرد به همه آنها!
| ||||||||||||
و ما هنوز باید خار در چشم و استخوان در گلو جام زهر صلح حدیبیه را جرعه جرعه فرو خوریم و داد برنیاریم. زیرا که رهبرمان در خطبه های نماز جمعه فرمود: میرحسین جزء نظام است!
ولی منتظر روز انتقام میمانیم: الا ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب؟
امروز همه ضرر کردهاند!
درفتنهها چون شتر دو ساله باش؛ نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی دارد که از آن شیر بدوشند.
امام علی (ع)
انتخابات حماسی و بینظیر 22 خرداد که با مشارکت بی سابقهی 85 درصدی ملت و انتخاب مجدد منادی گفتمان امام و انقلاب با رأی بیش از 24 میلیونی، حقیقتاً سرمایهی عظیم ملی بود که دشمنان خارجی و بدخواهان داخلی که منافع پلیدشان را در خطر دیده بودند، آن را تاب نیاورده و سعی درتلخ کردن آن شیرینی در کام ملت نمودند. پروژهی تشکیک در انتخابات و تهدید به آشوب و بلوا از سوی مدعیان قانونگرایی، در حالی پیش از انتخابات مطرح گشت که تا دو روز بعد از انتخابات هیچ مدرک حتی غیرمستدلی! مبنی بر تقلب در انتخابات به مراجع نظارتی قانونی ارائه ننمودند. اخلاق دموکراتیک قطعاً حکم میکند که نامزد رقیب با تمکین به رأی اکثریت ملت، خود را برای رقابتهای آینده آماده کند و نه با تعیین تکلیف برای مردم، پیشاپیش ردای پیروزی برای قامت خویش بدوزد. مگر آقایان به جای ملت نشستهاند که بدون هیچ دلیل و مدرکی و تنها بر اساس احساسات و توهم، نتیجهی انتخابات را مخدوش جلوه دهند؟! همچنین بر مدعی قانونگرایی لازم میآید که پیش از به راه انداختن آشوب و بهانه دادن به دست ضد انقلاب و خدشه دار کردن وحدت ملی، خواستهی خود را از طریق مراجع قانونی پیگیری نماید. بیشک نامهنگاری زخمخوردگان سوم تیر 84 و تهدید ملت به انتقام، زمینهساز به وجود آمدن حوادث ناگواری همچون اتفاقات اخیر دانشگاه شیراز گردیده است. این افراد و جریانات مقصر اصلی در پایمال شدن حقوق همهی دانشجویان در ایام امتحانات و بر هم خوردن امنیت روانی آنان هستند که میباید علاوه بر پاسخگویی در محضر عدل الهی و در پیشگاه ملت، از سوی مراجع قانونی مورد بازخواست قرار گیرند. همانگونه که رهبر فرزانهی انقلاب از هفتههای قبل از انتخابات هشدار داده بودند، از این غائله تنها دشمنان نشاندار خارجی (که این روزها با حمایتهای خود عداوت همیشگیشان را نمایش دادند) ومنافقان ضد مردم (که به خون مردم تشنهاند) سود میبرند و در عین تأسف، خسران و ضرر نصیب دلبستهگان به اسلام و میهن گردیده است.
تجمع غیرقانونی و خلاف عرف دانشجویان و غیر دانشجویان حامی کاندیدای شکست خورده در عصر شنبه 23 خرداد که با برخورد نامتناسب پلیس ضد شورش منجر به آسیب فراوان به اموال دانشگاه، سوزاندن کتابخانهها، تخریب اموال بسیج دانشجویی و ضرب و شتم دانشجویان مذهبی و غیره گردید، دانشگاه را از فاز عقلانیت خارج و کمکم خاطرات تلخ کودتای 28 مرداد را در اذهان زنده کرد. پیوستن افراد غیر دانشجو و مشکوک به جمع مزبور، موجب سلب امنیت جانی دانشجویان حاضر در خوابگاهها شد که این امر میتوانست با درایت مسئولان و دانشجویان از هر طیف و گروهی با هزینهای کمتر پایان یابد. اما آنچه که بیش از همه قلب هر دوستدار انقلاب و نظام را به درد میآورد، ورود غیرقانونی نیروی انتظامی و لباس شخصیها به درون دانشگاه، به بهانهی دستگیری آشوبطلبان است که حتی در این گیرودار به ریاست دانشگاه و مسئول حراست هم رحم نکرده، تر و خشک را با هم سوزاندند. بسیاری از بیگناهانی که در عصر دوشنبه طعم تلخ ضربات باتوم و مشت و لگد مأموران نااهل را چشیدند؛ نه تنها اقدامی غیرقانونی نکرده بودند؛ بلکه با آشوبطلبی و هرج و مرج نیز میانهای ندارند. این دانشجویان قربانی تسویه حسابهای سیاسی مافیای قدرت و حماقتهای جاهلان متنسک شدهاند. افرادی که با خشکمغزی خود بیشترین ضربه را به نظام اسلامی و انقلاب وارد آوردند. ننگ این گونه رفتارها و شکستن حرمت دانشگاه به راحتی از ذهن دانشگاهیان پاک نخواهد شد.
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز هر دو گروه چه سازمان دهندگان آشوبها و چه کسانی (اعم از نیروهای رسمی و غیررسمی) که به بهانهی برخورد با آشوبطلبان موجب ضرب و شتم دانشجویان بیگناه و ظلم در حق آنان شدند را قویاً محکوم مینماید و در مرحلهی اول خواهان حفظ آرامش و بازگشت به قانونمداری و عقلانیت با تأسی به وحدت ملی، توصیهی مأموران به برخورد باصلابت و توأم با اخلاق اسلامی و در مرحلهی بعد، شناسایی و محاکمهی عادلانهی مسببان دوطرف میباشد که با همراهی همهی دانشجویان علاقهمند به انقلاب و وطن اسلامی، این مطالبات به حق را دنبال خواهد نمود.
ولأمر الی ا...
شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
دولت نهم انتخاب دهم - 3 /سعيدي در گفت و گو با «شبكه خبر دانشجو»:
مردمي بودن احمدي نژاد مهمترين عامل مشاركت حداكثري شد
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اينكه مردم با حضور حداكثري خود در اين دوره از انتخابات ثابت كردند كه خدمتگزار خود را خوب مي شناسند، گفت: مردمي بودن احمدي نژاد مهمترين عامل مشاركت حداكثري شد.
احمد سعيدي در گفت و گو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، رقابت فشرده كانديداهاي اين دوره از انتخابات رياست جمهوري را دليل اصلي مشاركت حداكثري دانست و اظهار داشت: ارائه اهداف، برنامه ها در خصوص مسائل كشور و همچنين برگزاري مناظره ها در ايجاد شور فضاي انتخاباتي موثر بود. وي با تاكيد بر اينكه همان علتي كه در سال 84 باعث پيروزي احمدي نژاد در انتخابات شد همان عامل نيز در پيروزي در سال 88 موثر بود، گفت: با وجود تبليغات منفي كه در ايام انتخابات عليه احمدي نژاد بود اما از آنجايي كه بين وي و مردم فاصله اي وجود نداشت، باز هم شاهد پيروزي شيرين ديگري شديم. دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اغتشاش احتمالي ميان برخي كانديداها در كشور خاطرنشان كرد: كمتر كسي به خود جرات مي دهد كه مقابل انتخاب اكثريت قاطع مردم بايستد اما اگر در گوشه و كناري هم تحريك هايي ديده شد هوشياري مردم اين حركت ها را كاملاً بي اثر خواهد كرد. سعيدي با بيان اينكه احمدي نژاد در اين چهار سال رئيس جمهور همه گروه ها و قشرها بوده است، گفت: اخلاق انتخاباتي و قوانين شهروندي ايجاب مي كند كه در انتخابات هر كس پيروز شد رئيس جمهور همه ملت باشد./انتهاي پيام/
سعيدي در گفتوگو با «شبکه خبر دانشجو»:
افشاگري احمدي نژاد در موضع دفاع از حقوق عمومي است.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به مسئله افشاي اسامي مفسدان گفت: اين فقط حق شخصي احمدي نژاد نيست؛ چرا كه گذشت در موضع دفاع از حقوق عمومي و مردم جايگاهي ندارد.
احمد سعيدي در گفتوگو با خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» در شيراز، با اشاره به اين مطلب اظهار داشت: يکي ديگر از عجايب انتخابات اين است که کساني که سه ماه بلکه چهار سال افترا و نسبت هاي دروغ و ثابت نشده به دولت مي زدند، امروز به دليل عدم مقابله در برابر قدرت کلان و استدلال قوي احمدي نژاد دم از اخلاق مي زنند. وي ادامه داد: احمدي نژاد بر اساس اين آرمان ها راي آورده بود و امروز نيز با باب شدن اين مسئله و پشتوانه راي بالاي مردمي، آفت دزدان بيت المال را از درخت نظام جدا خواهد کرد. دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز رقابت انتخاباتي را مانند بازي ناعادلانه اي دانست که طرفداران ميرحسين و ديگر کانديداهاي مقابل احمدي نژاد به دليل عدم تحمل شکست آتي، با زير پا گذاشتن هنجارها قصد انتقام گيري از مردم را دارند. سعيدي با اشاره به القاي ناامني در جامعه از طريق طرفداران اين افراد تصريح کرد: اينها بدانند نظام اسلامي ريشه دارتر از آفت هاي ذکر شده است و با راي حداکثري مردم به احمدي نژاد جامعه از لوث وجود کساني که نگاه نادرست به بيت المال دارند، پاک خواهد شد و با آرمان هاي صدر انقلاب در مسير تمدن اسلامي پيش خواهد رفت./انتهاي پيام/
سعيدي در گفت و گو با «شبكه خبردانشجو»: مشاركت حداكثري در انتخابات در راستاي اطلاع رساني مناسب است
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با بيان اينكه با اطلاع رساني جامع و كامل، مردم با حساسيت بيشتري در اين عرصه ملي و سياسي حضور خواهند داشت، گفت: مشاركت حداكثري مردم در انتخابات در راستاي اطلاع رساني مناسب است.
احمد سعيدي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با تاكيد بر اينكه حضور مردم در انتخابات نماد حمايت از نظام و رهبري است، اظهار داشت: ملت ايران در طول 30 سال گذشته همواره به آرمان هاي انقلاب پايبند بودند و در اين دوره نيز با حضور پرشكوه خود دشمنان را نااميد خواهند كرد. وي بر ضرورت فراهم كردن زمينه هاي مشاركت حداكثري دانشگاهيان در همين دوره انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد و افزود: فضاي دانشگاه ها بايد به گونه اي فراهم شود كه هر يك از كانديداها به صورت شفاف مواضع خود را بيان كنند تا دانشگاهيان با ديدي باز به كانديداي اصلح راي دهند. اين فعال دانشجويي با بيان اينكه دشمنان انقلاب همواره سعي دارند با به كاربردن ترفندهاي گوناگون فرصت طلايي انتخاب را به تهديد تبديل كنند، تصريح كرد: تشكيك در سلامت انتخابات و مايوس كردن مردم نسبت به نتايج انتخابات از مهمترين شگردهايي است كه مخالفان نظام به آن دم مي زنند./انتهاي پيام/ سعيدي در گفتوگو با شبكه خبر دانشجو: القاي عدم وجود امنيت در جامعه براي ايجاد ترس و وحشت در روحيه مردم است
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با ابراز تاسف از اينكه در روزهاي اخير از سوي برخي ستادها شايعه عدم وجود امنيت در جامعه القا ميشود، گفت: القاي عدم وجود امنيت در جامعه براي ايجاد رعب و ترس در روحيه مردم است.
احمد سعيدي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با بيان اينكه اخلاق انتخاباتي حكم مي كند كه افراد برنامه هاي خود را به مردم اعلام كنند، اظهار داشت: اينكه برخي كانديداها بيايند و با مطالبي خلاف واقع براي خود راي جمع كنند كاري به دور از اخلاق انتخاباتي است. اين فعال دانشجويي با بيان اينكه كساني كه حرف كمتري براي گفتن دارند سعي مي كنند با ايجاد ترس و وحشت در جامعه خود را منجي كشور معرفي كنند، تصريح كرد: متاسفانه اين مسئله كه عده اي با سياه نمايي و ترساندن مردم از برخي مسائل و دادن اطلاعات دروغ دست به هر اقدامي مي زنند بارها در دوره هاي گذشته نيز تجربه شده است. دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به موارد متعددي كه در سخنان ميرحسين موسوي و ستاد انتخاباتي وي مبني بر عدم وجود امنيت در جامعه مطرح شده است، خاطرنشان كرد: ما از ميرحسين موسوي و ساير كانديداها تقاضا مي كنيم كه تنها حرف هاي خود را بزنند و مطالب خلاف عليه دولت مطرح نكنند؛ چرا كه اين مسئله در نهايت به ضرر خودشان تمام مي شود./انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز گفت: مخالفان احمدينژاد پس از مناظرهها دريافتند كه باختشان قطعي است.
احمد سعيدي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در شيراز افزود: درخت انقلاب در طول تاريخ كوتاه خود از اين آفتها بسيار بهخود ديده است اما شادابتر از گذشته به راه خود ادامه خواهد داد، امروز كساني كه روبهروي احمدينژاد قرار گرفتهاند، ميخواهند همان رفتاري را كه با شيخ فضلالله نوري كردند با او انجام دهند و حرفهايي كه به او ميزنند، حرفهاي شاه به امام است.
وي همچنين با اشاره به اينكه با يك نگاه گذرا ميتوانيم متوجه شويم جبهه داخلي مخالف احمدينژاد با جبهه خارجي آن در ارتباط است، اظهار داشت: آنها ميخواهند فضاي تشكيك در انتخابات را بهوجود بياورند و به اين وسيله باخت خود را توجيه كنند، حركتها و جوسازيهاي احساسي كه در خيابانها بهوجود آوردهاند با اين هدف است كه بتوانند زمينه را براي برخي برنامههاي روز پس از شكست در انتخابات مساعد كنند.
وي گفت: آنها جمع شدهاند تا احمدينژاد را به اجراي برنامههاي غيركارشناسي متهم كنند اما فراموش كردهاند در زمان حاكميت خودشان اقوام و آشنايان را اطراف خود جمع كردند و به اين ترتيب ضررهايي به كشور زدند كه جبران آن زمان زيادي خواهد برد و قراردادهايي نوشتند كه روي قاجاريها را سفيد كرد.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به اينكه برخي كانديداها اصول رسمي نظام و انقلاب را زير سئوال ميبرند، افزود: شكي نيست كه مردم شعارهاي آنان را ديدند و متوجه شدند كه آن شعارها براي جامعه نتيجه عكس و منفي داشته است.
سعيدي با تاكيد بر اينكه در كشور هنوز برخي دم از اصلاحات آمريكايي ميزنند، ادامه داد: احمدينژاد تمام معادلات آنان را بههم زد و به شعارهايش نيز عمل كرد.
وي تاكيد كرد: همانطور كه در سخنان آنها پيدا است، سعي دارند 18 تير را تكرار كنند و با بردن دانشگاه به سوي درگيري بهنتيجه دلخواه خود برسند اما ما طرفداران احمدينژاد ضمن پايبندي به نتيجه انتخابات اعلام ميكنيم برخلاف نظر آنها دانشگاه و دانشگاهي هنوز هم به ارزشها پايبند است.
انتهاي پيام/ر20
بسم الله الرحمن الرحیم
فإذا جاء وعد الاخرة لیسوئوا وجوهکم و لیدخلوا المسجد کما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیرا
شصت و یک سال از اعلام موجودیت رژیم منحوس اسراییل گذشت. سالهایی که سراسر به ظلم و غصب و قتل و غارت سپری شده و هر روز آتش این فتنه دامنگیر جایی تازه گشته و البته خط روسیاهی این جنایات نه فقط در پروندهی آدمیخواران یهود؛ بلکه برای همهی مسببان و یاریدهندگان این دولت شوم و پلید ثبت میگردد. فجایعی که تاریخ مانند آن را به یاد نمیآورد، صبرا و شتیلا، قانا و غزه، و هزاران مثل اینها. پایانی بر این حکایت تلخ تصور نمیتوان کرد و مهر خاتمت بر این همه جنایت نخواهد خورد؛ مگر به محو کامل اسراییل از صفحهی روزگار.
روز نکبت سرآغاز رسمی این همه درد و رنج و بدبختی برای جهان اسلام، تنها به بهانه ی واهی هولوکاست بود که اگر راست باشد تاوان آن را اروپاییان باید پس دهند و اگر ساخته و پرداخته ی شبکه ی سلطه ی صهیونیسم باشد که باز تکلیف روشن است.
سکوت تأییدگرانه و تأیید ظالمانه ی کشورهای سلطه طلب غربی و سازمانهای بی خاصیت بین المللی و در رأس آن شورای امنیت، همه و همه مشوق رژیم نامشروع اسراییل در دست اندازی بر خاک و مال و جان و ناموس مسلمانان بوده است. اگر دامان بشریت امروز به لوث وجود صهیونیسم آلوده گردیده، و این غده ی سرطانی و دمل چرکین هر روز سر باز کرده و جنایتی جدید می آفریند، در پیشگاه خداوند متعال و وجدان انسانی، اینان متهم و مقصرند.
امروز محمود عباس خودفروخته، حسنی مبارک خیانتکار و ملک عبدالله بی خاصیت، سه ضلع مثلث بزدلی و وادادگی در برابر زورگویی اسراییل اند که منفورترین افراد در جهان اسلام و در میان جوانان عزت طلب هم اینانند. دستان آلوده یشان نه به هفت آب که به صد آتش پاک نشده و وجدان ملتها هیچ گاه همدستی این خائنان را در کشتار زنان و کودکان غزه از یاد نمیبرد و روز بازخواست و قصاص این نامردان را به انتظار نشسته است.
از سوی دیگر شاگردان مدرسه ی خمینی، مثلث محمود احمدی نژاد، سید حسن نصرالله و خالد مشعل منادیان مقاومت، آزادگی و ایستادگی در برابر صهیونیستها شده اند که صحنه ی پر شکوه وحدت برادران شیعه و سنی را در مقابل دشمن صهیونیستی رقم زده اند. تاریخ، افتخارجنگ سی و سه روزه و بیست و دو روزه و حماسه ژنو را به نام همه مردان سرافراز سنگر جهاد و مقاومت خواهد نوشت. به برکت این دلاوریها جبهه ی جهانی ضدصهیونیستی در حال تقویت و بالندگی است. امروز شعار ایستادگی و طرد صهیونیسم ندای مشترک جمیع ملتهای آزاده و دولتمردان مردمی در سرتاسر جهان می باشد. سوریه، ترکیه و حتی دولتهای غیرمسلمان آمریکای لاتین نظیر ونزوئلا اعضای پیشگام این جبهه ی مبارکند. این همه نشان از برتری صد در صدی استراتژی مقاومت و پایمردی در برابر استراتژی ترس و عقب نشینی دارد و همانا مؤید این وعده ی الهی است که: ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
ما دانشجویان مسلمان دانشگاههای شیراز اعلام میداریم که مسئله فلسطین دقیقا مسئله خود ماست و عزت خود را در عزت مردم مظلوم فلسطین می دانیم و ذره ای کوتاهی از آرمان مقاومت را از سوی هیچ فرد، جریان و یا گروهی به هر بهانه ای تاب نخواهیم آورد. قاطعانه از تمامی کسانی که حاضر به معامله بر سر عزت مسلمین، آرمان فلسطین، آزادی قدس شریف، بازگشت آوارگان، و برچیدن بساط دولت نژادپرست اسراییل، حمایت می کنیم و بار دیگر فریب خوردگان و وادادگان داخلی و خارجی را از افتادن در دام مسامحه کاری و چشم پوشی بر حذر داشته و هشدار می دهیم که سرنوشت آنان چیزی جز ضلالت و ذلت نبوده و نخواهد بود.
مرکز تخصصی صهیونیسم شناسی دانشگاه شیراز / بسیج دانشجویی دانشگاههای شیراز / جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی / انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
رمضان زاده با اشاره به اينکه در زمان انقلاب دبستاني بوده ، اضافه کرد که در زمان شاه نيز دانشجوياني که در راستاي براندازي طاغوت اقدام مي کردند که در همين حين دانشجويان به سخنان کذب سخنگوي دولت اصلاحات اعتراض و از احمد توکلي به عنوان دانشجوي اخراجي زمان طاغوت ياد کردند.
به گزارش برنا، عضو حزب مشارکت با حضور در دانشگاه شيراز به سخنراني با محوريت "نقد عملکرد سياسي دولت نهم" پرداخت وي در اين سخنراني با تبيين شاخصه هاي مقبوليت و مشروعيت يک نظام سياسي چنين ادعا داشت که دولت نهم نماينده اکثريت جمهوري اسلامي نمي باشد و در اين راستا گسترش مشروعيت خود را تنها در گستره محدود طرفداران خود جستجو مي کند.
وي همچنين سفر استاني را عملي از جنس اعمال مستکبران و مستبدين و عملي غير ديني خواند و چنين افزود که مردمي که به استقبال احمدي نژاد مي روند در هر صورت به اين عمل دست مي زنند و اين نشانه اي از علاقه مردمي به رييس جمهور نيست.
رمضان زاده دولت نهم را به بي برنامگي و عدم شناخت جامعه ايراني متهم کرد و مديران دولت را با سابقه مديريتي ضيف و نماينده طيف کوچکي از جامعه خواند و با اشاره به اين موضوع که در زمان انقلاب دبستاني بوده و نمي تواند در باره موضوعات آن دوره بر اساس خاطرات خود اظهار نظري داشته باشد چنين اضافه کرد که در زمان شاه نيز دانشجوياني که در راستاي براندازي طاغوت اقدام مي کردند از تحصيل منع نمي شدند، اما احمدي نژاد که بر دولتش نام مسلماني مي گذارد از درس خواندن دانشجويان ممانعت به عمل مي آورد.
در ادامه اين جلسه و پرسش و پاسخ دانشجويان، احمد سعيدي دبير سابق جامعه اسلامي با به نقد کشيدن سخنان رمضان زاده و تاکيد بر نامه 2003 دولت اصلاحات که نمودي از خيانت ملي است، با تاکيد بر سخنان شيخ اصلاحات مبني بر اينکه وي تا قبل از پيروزي انقلاب ميرحسين را نمي شناخته و اين خود نشاني است که چه کسي ادعاي مبارزه را دارد و چه کسي در عمل مبارز بوده است، سخنان رمضان زاده را در خصوص عدم برخورد رژيم شاهنشاهي با مبارزان انقلابي بر اثر عدم شناخت و آشنايي رمضان زاده با انقلاب دانست و احمد توکلي را از مصاديق دانشجويان اخراجي دانشگاه شيراز نام برد.
وي سخن رمضان زاذه را در راستاي تضعيف ومحو رنج هاي مسلمانان ايران در راه مبارزه با رژيم طاغوت دانست و سخنگوي دولت اصلاحات را به مطالعه در سيره انقلاب و انديشه هاي امام دعوت کرد.
در اين جلسه افراطيون دانشگاه که از ابتدا با شنيدن کلمه آزادي به دست زدن مي پرداختند، با کشيدن پايه ميکروفن، آن را به زمين انداخته و مانع ادامه سخنان سعيدي شدند.
گفتني است سوالات کتبي با ادبيات آشنا ويکسان که در بينابين سوالات شفاهي دانشجويان قرائت مي شد، دانشجويان را به ياد پاراگراف هاي يک بيانيه در تصديق سخنان رمضان زاده مي انداخت و وي نيز در ادامه آنان نيازي به توضيح جامعي نمي ديد.
در ادامه سوالات شفاهي شخصي از اعضاي ستاد جوانان انتخاباتي موسوي به طرح سوالات خود در زمينه نقد گفته هاي ديگر سخنرانان پرداخت و با بيان اين مطلب که سخنان اشخاصي چون سعيدي به پشتوانه محکم حکومتي آنان است که آنان را با هيچ تهديدي روبه رو نمي کند، چنين ادامه داد که اگر دانشجويي در جستجوي آزادي و برابري از پشت تريبون بگويد که من از احمدي نژاد متنفرم با او بر خورد مي کنند اما با اشخاصي چون سعيدي که دولت اصلاحات را به خيانت متهم مي کند برخوردي صورت نمي پذيرد.
شايان ذکر است سخنان اين دانشجو با فرياد هاي چند دسته اي دانشجويان در رد و اثبات و اعلام اين موضوع که گويا 5 نفر از دانشجويان عدالتخواه دانشگاه شيراز در هفته جاري به دادگاه احزار شده اند و نشريات آنان به کرات و بر خلاف جو سازي ها در شوراي نظارت بر نشريات مورد بازخواست قرار ميگيرد، رو به رو شد و در ادامه گروهي سخنان گوينده را مصداق اشاعه اکاذيب دانستند.